علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٥

١. مع کل شيء لا بمقارنه و غير کل شيء لا بمزايله؛[٢١٩] با هرچيزي هست بي‌آنکه با آن مقارن باشد و با هر چيز مغاير است بي‌آنکه از آن جدا باشد.

٢. لم يحلل في الاشياء فيقال: هو کائن، و لم ينأ عنها فيقال: هو منها بائن؛[٢٢٠] در اشيا حلول نکرده تا گفته شود در آن‌هاست و از آن‌ها فاصله نگرفته تا گفته شود از آن‌ها جداست.

٣. له الاحاطه بکل شيء و الغلبه لکل شيء؛[٢٢١] به همه چيز احاطه دارد و بر همه چيز غالب است.

٤. و الشاهد لا بمماسّه و البائن لا بتراخي مسافه؛[٢٢٢] در همه‌جا حاضر است نه اينکه مماس با اشيا باشد از همه‌جا جداست ولي نه اينکه مسافتي بين او و موجودات باشد.

٥. لم يقرب من الاشياء بالاتصاق و لم يبعد عنها بافتراق؛[٢٢٣] نه آن‌قدر به موجودات نزديک است که به آن‌ها چسبيده باشد و نه آن‌قدر دور که از آن‌ها فاصله گيرد.

٦. ليس في الأشياء بوالج و لا عنها بخارج؛[٢٢٤] نه در درون اشيا و نه در بيرون آن‌هاست.

٧. و انه لَبکلّ مکان و في کل حين و اوان و مع کل انس و جان؛[٢٢٥] او همه‌جا هست و در هر زمان حاضر است و با هر اِنس و جنّي قرين است.

اکنون نظرات مختلف شارحان نهج‌البلاغه درباره چگونگي رابطه خداوند با اشيا در کلمات حضرت علي(ع) مطرح مي‌شود.

شرح ميرزا حبيب‌الله خويي

ميرزا حبيب‌الله خويي در شرح خود بر نهج البلاغه براي تبيين معيّت خدا با اشيا، عبارت «مع کل شيء لا بمقارنه» را به دو قضيه تقسيم مي‌کند که يکي ايجابي و ديگري سلبي است؛ قضيه ايجابي: خداوند سبحان با همه چيز هست و بر همه چيز علم دارد. به‌عبارتِ‌ديگر، شاهد و همراه آن‌هاست. همچنان که خداوند مي‌فرمايد: « وَ هُوَ مَعَكُمْ‌ أَينَ ما كُنْتُم‌ و هر كجا باشيد او با