علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٠

باب‌ها و نشانى‌ها، جدول‌كشى‌بودن صفحه‌ها، نوع جدول‌كشى، سرلوح‌ها، كتيبه‌ها و... ذكر مى‌گردد. کتاب‌آرايان در طول تاريخ تمدن اسلامي براي افزايش تأثير نگارش‌ها و جذب بيشتر خوانندگان با تذهيب‌هاي طلايي، رنگين و تصويرهاي چشم‌نواز، به آرايش و زيباسازي هنري نسخه‌هاي خطي اقدام مي‌كردند.[٧٧]



[٧٧]. برخي از اصطلاحات تزيينات نسخه خطي شامل عبارتند از:

الف) شمسه: شكلي است مدوّر، مذهّب، مرصّع و مشابه تصوير خورشيد كه شعاع‌هايي از اطراف آن خارج شده است. معمولا كتاب‌آرايان در وسط آن نام مالك كتاب يا نام كتاب و يا مؤلف آن را بيشتر به خط رقاع و به قلم رنگين يا زر يا سفيداب ذكر مي‌كردند و بيشترين نسخه‌هاي مذهّب داراي شمسه، متعلق به عصر تيموري است؛

ب) سرلوح: بسياري از نسخه‌هاي خطي، صفحه آن‌ها مزين به نقوش دقيق هندسي يا گل و برگ‌هاي هنري زيباست كه با زر و الوان متعدد رسم شده است. درضمن اگر نقش‌هاي سرلوح يكي باشد آن را ساده و اگر دوتا باشد سرلوح مزدوج مي‌گويند و سرلوح‌ها از قرن دوم تا چهارم بسيار ساده ترسيم مي‌شدند و از قرن ششم رنگ سرلوح متنوع شد. از قرن سيزدهم به بعد كتابداران ومجموعه‌داران غالبا از اصطلاح سرلوح براي وصف تزيينات مذهّب آغازين كتاب‌ها استفاده مي‌كردند و همچنين براي سرلوح هاي تذهيب شده، لازم بود كه هنرمند در به‌كار‌بردن طلا كه در بيشتر موارد به صورت مايع آميخته با سفيده تخم مرغ به‌كار مي‌رفت، استاد باشد؛

ج) سرفصل: نام ديگر آن سرسخن است تزييناتي است كه در اطراف عنوان كتاب‌هاي نظم و نثر به‌صورت مشعّر، مذهّب و مرصّع ترسيم مي‌شود. درضمن اگر ذكر سرفصل‌ها، مخصوصا اگر متعدد و ساده باشد، لازم نيست ولي اگر تزيينات، بزرگ و مفصل باشد بهتر است شمارش شود؛

د) كتيبه: در نسخه‌آرايي به‌شكل مستطيل ساده، يا مذهّب و مرصّع گفته مي‌شود كه كتاب‌آرايان در سر سوره‌ها براي نسخه‌هاي قرآني وسرفصل‌هاي ديوان‌هاي شعر و ديگر نگارش‌ها استفاده مي‌كردند. جلدسازان هم در چهار طرف جلد نزديك به لبه‌ها آن را به‌كار مي‌بردند و گاهي دو طرف آن به‌شكل نيم‌دايره است كه به آن كتيبه قلمداني مي‌گويند؛ البته در بعضي موارد داخل آن با زر يا سفيدآب جمله (بسم الله الرحمن الرحيم) يا عنوان كتاب نوشته مي‌شود؛

ه) طلااندازي بين سطور: گاهي نسخه‌آرايان براي زيبايي وسط سطور دو صفحه اول يا تمام صفحات كتاب را با زر پر مي‌كردند به‌طوري كه تمامي قسمت‌هاي خالي بين سطور، زرين مي‌شد و كنار زمينه مذكور را با تحرير مشكي محصور مي‌كردند. اگر خط تحرير داراي فرورفتگي و برجستگي‌هاي نزديك به خوردگي دندان موش بود به آن طلااندازي دندان موش مي‌گفتند كه در عصر صفوي رايج شد و اگر روي همان زمينه طلا نقوش الوان به‌كار مي‌رفت به آن طلااندازي منقش مي‌گفتند؛

و) زرافشان: نسخه‌آرايان از عصر تيموريان به‌جهت زيبايي متن و گاهي حواشي، اوراق نسخه را با زر و نقره، افشان مي‌كردند به‌طوري كه زر يا نقره را حل مي‌كردند و سپس با دقت ريزه‌هاي طلاي محلول را از طريق آلاتي كه داراي سوراخ‌هاي بسيار كوچكي بودند به‌روي صفحات مي‌افشاندند و اين كار، قبل از نوشتن نسخه انجام مي‌گرفت و گاهي خرده‌هاي طلا بسيار ريز بودند كه به آن افشان غبار مي‌گويند و اگر خرده‌هاي طلا درشت‌تر بودند به آن افشانه سر موري مي‌گويند؛

ز) جدول: جدول عبارت است از خط يا خطوطي مستقيم و هندسي كه نوشته يك صفحه كتاب را از چهار طرف محصور مي‌كرد، جدول از دوره سلجوقي ابداع شد و ابتدا بسيار ساده و با يك خط مركب مشكي كشيده مي‌شد اما از قرن هشتم جنبه تزييني پيدا كرد و از آب طلا و رنگ‌هاي متنوع مانند: لاجورد، شنگرف، سيلو و زنگار استفاده مي‌شد. جدول، ممكن است بيشتر از يكي باشد يعني دو يا سه جدول در يك صفحه رسم شده باشد و گاهي هم دو طرف خطوط جدول را با خطي بسيار باريك محصور مي‌كردند كه به آن جدول مشكي مي‌گويند؛

ح) كمند: به خطوط مستقيم مي‌گويند كه جز جانب عطف كتاب از سه جانب ديگر جدول را محصور مي‌كند، در ابتدا از مركب مشكي استفاده مي‌شد، اما بعدها از خطوط زرين يا الوان با تحرير مشكي در طرفين نيز استفاده مي‌كردند و بيشتر نسخه‌هاي دوره سوم و چهارم نسخه‌نويسي داراي كمند هستند. جدول نوشته‌ها، متن يك صفحه را احاطه كرده و كمند، نوشته‌ها، جداول وحواشي دو صفحه مقابل يكديگر را احاطه مي‌كند؛

ط) تحرير: براي نمايش بهتر جدول، كمند، نقوش و بعضي كلمات كه با زر و الوان مغاير با رنگ متن نسخه ترسيم شده‌اند و از دو طرف از خط باريك و نازكي با مركب مشكي استفاده مي‌شود كه اصطلاحاً تحرير مي‌گفتند و نقوش و كلمات محصورشده را محرّر مي‌نامند؛

ي) ترنج: نقشي است مذهّب و گاهي مرصّع كه در پشت صفحه اول بعضي از نسخه‌ها كشيده مي‌شد و معمولا داخل و اطراف آن، عنوان و خلاصه مطالب كتاب با زر و يا سفيداب نوشته مي‌شود. بعضي هم، داخل آن را با نقوش اسليمي يا تصوير حيوان يا خطوط رقاع، نسخ و نستعليق مي‌آرايند؛

ك) سر ترنج: دو ترنج كوچك است كه بالا و پايين ترنج متصل به آن، به‌طور افقي كشيده مي‌شود و گاهي وسط سر ترنج را با نقوش مي‌آراستند. اگر روي جلد بود، نام صحاف را در وسط آن درج مي‌كردند و اگر در صفحه اول نسخه بود نام كتاب را داخل آن مي‌نوشتند؛

ل) لچكي: كه به آن گوشه يا كُنج هم مي‌گويند و ربع يك ترنج كامل است، گاهي در چهارگوشه صفحه‌اي كه در ميان آن ترنج و سر ترنج و نيم‌ترنج نقش شده است، كشيده مي‌شود. گاهي در حاشيه كتاب‌هاي منظوم و منثور نيز نوشته شده است در هر صفحه يك يا سه لچكي مزين دارد، البته بايد گفت كه نقوش مذكور در غالب تزيينات كتاب از تذهيب، ترصيع و تجليد به‌كار مي‌رفت، اين نقشه در قالي‌ها، قاليچه‌ها، بافتني‌ها، لوحه‌هاي كاشي‌كاري، حجاري، گچ‌بري و منبت‌كاري نيز استفاده مي‌شدند؛

م) تذهيب: نقوش منظم هندسي است كه با خطوط مشكي و آب طلا در زمينه لاجورد تزيين شده و به ندرت از رنگ ديگر استفاده مي‌شده است؛

ن) ترصيع: اگر در نقوش تذهيب، جز آب زر محلول شنگرف، لاجورد، سفيدآب، زنگار، زعفران، سيلو و رنگ ديگر استفاده شده باشد آن را مرصّع مي‌گويند ولي امروزه به هر دو تذهيب گفته مي‌شود؛

س) تشعير: نقوش دَرهم و نازكي است از گل و برگ و تصوير حيوانات كه شامل خطوط اسليمي، ختايي، گرفت‌وگير و شكارگاه با آب طلا و گاهي با رنگ‌هاي ديگر اما با قلم‌گيري زرين كه با اندكي دقت، ترتيب منظم آن قابل تشخيص است. وجه تسميه تشعير از دو جهت است: يكي به جهت استفاده از موي گربه در قلم و دومي خطوط ترسيمي به نازكي مو است؛

ع) اسليمي: نقوشي هستند كه به صورت مارپيچ يا حلزوني با نقو ماهيچه و چنگ كه به شكل بوته جقه كشيده مي‌شود؛ مانند: گياه پيچان است كه ساقه، جوانه، برگ و گل و شاخه‌هاي آن به هم درآميخته است. انواع اسليمي عبارت است از: ساده، توخالي، گلدار، برگي، پيچدار، برگي پيچكدار، ماري؛

ف) مركب الوان: در نسخه‌نويسي و نسخه‌آرايي به‌جاي مركب مشكي از مركب الوان (بيشتر در نگارش‌هاي فارسي استفاده مي‌شد) يا زر (محلول با آب طلا است كه برخي عنوان‌ها و كلمات نسخه‌هاي شاهانه با آن مي‌نوشتند). ر.ک:  شيوه‌نامه تصحيح متون، ص٣٦٢؛ آشنايي با نسخ خطي و آثار كمياب، ص٢٤٥؛ كتاب‌آرايي در تمدن اسلامي، ص٦٨٧؛ مقدمه‌اي بر اصول و قواعد فهرست‌نگاري در كتب خطي، ص٧٤؛ اصول و مباني نسخه‌شناسي در كتب خطي، ص٣٤؛ كتاب‌شناسي كتاب‌هاي خطي، ص٢٧.