علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦٢
دانست.
ديدگاه عرفاي شيعه، به ديدگاه متکلمان اشعري بسيار نزديک است. توفيق از ديدگاه ايشان عبارت است از: «موهبت الهي که خداوند به هرکس بدهد، کردارش انساني و الهي ميشود و مطابق اراده حقتعالي انجام ميگيرد».[١١٣]
٢.١.٢. لطف الهي هنگام انجام تکليف
متکلمان معتزلي بر اين باورند که توفيق عبارت است از: «لطفي که بهواسطه آن طاعت انجام ميشود يا با وجود آن عبد در انتخاب بين اطاعت و عصيان، اطاعت را انتخاب ميکند».[١١٤] اين تعريف با نظر متکلمان شيعه موافق است. سيد مرتضي، توفيق را بهمعناي لطف الهي دانسته و آن را اينگونه تعريف ميکند: «كل لطف يقع عند الملطوف فيه؛ توفيق لطفي است که همراه آن عملي که مورد لطف است، تحقق يابد».[١١٥] شيخ طوسي در تفسير آيه شريفه «وَ ما تَوْفيقي إِلاَّ بِاللَّهِ»[١١٦] توفيق را اينگونه معنا ميکند:
اللطف الذي تقع عنده الطاعه؛ لطفي که با وجود آن فرمانبرداري واقع ميشود.[١١٧]
چنين بهنظر ميرسد که اين دو منهج دربرابر يکديگر قرار دارند. سخن عرفا رنگ و بوي جبرگرايي دارد. ايشان در تبيين توفيق تأکيد دارند که اراده الهي تخلفناپذير است و بندگان نميتوانند کاري برخلاف آن انجام دهند. درمقابل، متکلمان براي گريز از جبر، بر اختيار عبد در انجام فعلي که توفيق الهي شامل آن شده، تأکيد ميکنند.
٢.١.٣. فراهمسازي قهري اسباب خير و انتخاب اختياري آن
شايد بتوان دو نظر فوق را به ديدگاه واحدي بازگرداند. علامه طباطبائي؟ره؟ در بيان معناي توفيق مينويسد: