علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٢

هيچ‌کس شعر مولّدان را براي استخراج قواعد نحوي معتبر نمي‌داند.

سؤال اصلي اين‌ است که آيا حديث مي‌تواند مصدري براى استخراج قواعد نحو باشد؟ آيا براساس استعمال در احاديث مي‌توان يک قاعده نحوي ساخت؟ بررسي منابع کهن ادبي نشان مي‌دهد که قدما براي اثبات قواعد ادبي به حديث استناد نکرده‌اند. سيبويه (١٧٩ق) كه شاگرد خليل بن احمد فراهيدى (١٧٥ق) بوده در کتاب ادبي خود با عنوان «الكتاب» به بيش
از ٨٠٠ شعر عرب تمسّک جسته اما تنها از شش حديث، آن‌هم گذرا و به‌عنوان شاهد استفاده کرده است. در دوره‌هاي بعد، افرادي مانند ابوحيان اندلسى (٧٤٥ق) صاحب تفسير
«البحر المحيط» در كتاب ادبي خود با عنوان «ارتشاف الضرب من لسان العرب» بحثي درباره اصول نحو مطرح مي‌کند. وي تصريح مي‌کند که حديث نمي‌تواند مصدري براى نحو باشد و براي اين ادعاي خود، دلايلي ارائه مي‌کند که ديگران معمولا حرف‌هاي او را تکرار کرده‌اند. عمده دليل وي اين است که نصّ کلام پيامبر(صل) به دست ما نرسيده و احاديث، نقل به‌معنا و مضمون شده‌اند. همچنين هيچ‌يک از نحويان متقدم نيز به احاديث استناد نکرده‌اند.

ابوحيان اندلسي يك مسلمان و مفسّر قرآن است که سخن او دستاويزي براي نقد به حديث شده است. يكى از شبهات مستشرقان به حديث اهل‌سنّت نيز همين است. گلدزيهر- از مستشرقان مشهور در حوزه حديث اسلامي- اعتقاد دارد که سنّت موجود نزد مسلمانان، سنّت واقعى نبوده و اين احاديث پس از گذشت سه نسل، به‌صورت نقل به معنا، کتابت شده است.[١٤] با درنظرگرفتن دوره منع تدوين حديث در ميان اهل‌سنّت، اين ادعا درباره روايات عامه، دور از واقع نيست. در حقيقت اين دسته از روايات با ملاقات و سماع از پيامبر اكرم(صل) گزارش نشده و بيشتر اهل‌سنّت وجود منع تدوين حديث را پذيرفته‌اند. اين ممنوعيت توسط خليفه اول ايجاد شد، در زمان خليفه دوم تشديد و خليفه سوم نيز آن را ادامه داد.[١٥] اين جريان تا حدود سال ١٠٠ هجرى قمرى و دوران حکومت عمر بن عبدالعزيز ادامه داشت. اهل‌سنّت براي توجيه عملکرد خلفا، به دسته‌اي از روايات تمسّک مي‌کنند. در برخي از اين روايات پيامبر(صل) به‌صراحت بر نابودساختن احاديث خود تأکيد دارند؛ مانند:



[١٤]. براي آکاهي بيشتر دراين‌باره مي‌توان به کتاب «حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطور» مراجعه نمود که چند مقاله از مستشرقان مشهور مانند: گلدزيهر، موتسکي، شوئلر و شاخت، به‌کوشش مرتضي کريمي‌نيا، گردآوري و ترجمه شده است.

[١٥]. ر.ک: تاريخ حديث، ص١٦٧.