علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦١
١. مفهوم شناسي توفيق
اين بخش از مقاله با بررسي لغوي و اصطلاحي توفيق به مفهومشناسي آن اختصاص دارد.
١.١. توفيق در لغت
لغتنامهها واژه توفيق را همسوي با ريشه آن، بهمعني «مطابقت و هماهنگي ميان فعل عبد و خواسته پروردگار بيان کردهاند». نگارنده کتاب العين واژه «وَفق» را بهمعناي هر چيزي که بر محور واحدي جمع شده و متفق باشد آورده و واژگان «موافقت، اتفاق و توفيق» را نيز برآمده از اين معنا دانسته است.[١٠٨] طريحي در مجمعالبحرين ميگويد:
التَّوْفِيقُ من الله، توجيه الأسباب نحو مطلوب الخير؛ توفيق ازجانبِ خدا، فراهمسازي اسباب براي تحقق مطلوب نيکوست.[١٠٩]
قرشي در قاموس قرآن مينويسد: «توفيق، ايجاد موافقت ميان دو يا چند چيز است و از اينجهت، اصلاح نيز معنى شده است.»[١١٠] بنابراين توفيق الهي بهمعناي مطابقت خواستِ پروردگار با فعل بنده است و هنگامي که خداوند متعال اسباب انجام فعل را براي بنده فراهم کند، توفيق محقق ميشود.
٢.١. توفيق در اصطلاح
در بيان معناي اصطلاحي توفيق سه ديدگاه مطرح است:
٢.١.١. ايجاد قدرتِ اطاعت از خداوند در بنده
متکلمان اشعري بر اين باورند که توفيق عبارت است: «از قدرت و توانايي که خداوند در وجود بنده ميآفريند تا بهوسيله آن خدا را اطاعت کند»؛[١١١] البته برخي مانند جويني نيز بر اين باورند که توفيق عين آفرينش اطاعت است[١١٢] که اين ديدگاه را ميتوان ديدگاه جبرگرايانه در مسئله توفيق