علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦٣

«توفيق، عبارت از اين است كه خداى تعالى اسباب را طورى قرار دهد كه ناگزير، بنده را به‌سوي عمل صالح بكشاند و يا بعضى از مقدماتى كه در ارتكاب گناه لازم است براى او فراهم نكند، درنتيجه بنده آن كار واجب را انجام دهد و اين كار حرام را ترك كند و خذلان برخلاف اين است. بنابراين، متعلّق توفيق، عبارت از آن اسباب است؛ چون گفتيم توفيق عبارت است از ايجاد توافق بين آن اسباب، پس اسباب‌اند كه متصف به توفيق مى‌شوند و اگر انسان موفّق را موفّق مى‌ناميم در حقيقت توصيف به حال متعلّق كرده‌ايم».[١١٨]

بنابر نظر ايشان، توفيق به اسباب و مقدمات فعل عبد تعلّق مي‌گيرد و معناي توفيق اين است که خداوند مقدمات و اسباب فعل اختياري بنده را موافق و مطابق خواست خويش قرار مي‌دهد و بنده چيزي جز خواست و اراده الهي را انتخاب نمي‌کند. اين بيان از توفيق، دربردارنده نظر عرفا در قطعي‌الوقوع بودن اراده الهي و نظر متکلمين در اختياري بودن فعل عبد است.

بنابراين، بايسته است که در شناخت مفهوم توفيق، دقت کافي صورت پذيرد تا مرز ميان توفيق و جبر حفظ شده و اعتقاد به توفيق الهي، به جبرگرايي نيانجامد. ازاين‌روي نمي‌توان نظرياتي را پذيرفت که مرزي ميان توفيق و جبر در آن‌ها ديده نمي‌شود. شايد بتوان بيان علامه طباطبائيe را به‌عنوان تبيين برتر براي توفيق پذيرفت با اين توضيح که خداوند هرگاه بخواهد بنده‌اي را موفق به انجام امر خيري گرداند اسباب و شرايطي را که خارج از محدوده اختيار او هستند به‌گونه‌اي فراهم مي‌کند که او با اختيار و انتخاب خود آن امر و فعل خير را برگزيند نه اينکه فعل صادر از بنده جبري شود.

٢. عوامل تحقق توفيق

نگاه ابتدايي به مقوله توفيق اين است که انسان در حاصل‌شدن توفيق هيچ نقشي ندارد؛ خداوند هرگاه مصلحت بداند شخصي موفّق مي‌شود. براساس اين ديدگاه، تنها عامل توفيق، مصلحت و اراده الهي است و نيازي به‌تلاش انسان براي توفيق نيست. اگر توفيق الهي نصيب نگردد شخص خود را در اين بي‌توفيقي مقصر نمي‌داند و اگر کار نيکي را ترک کند، براي توجيه، از عباراتي مانند «توفيق انجام اين عمل از ما سلب شده است، ما تقصيري نداريم، اگر خداوند