علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٠٠
خاطر اعظم بودن خالق از مخلوق و علت از معلول خود مي داند. و خداوند داخل در اشياست زيرا وجود اشيا به تمامه از وجود حق تعالي عاريت گرفته شده است. و خداوند خارج از اشياست زيرا وجود خدا از هر جهت از وجود مخلوقات مستقل است و مخلوقات رشحهاي از رشحات وجود خداوند هستند.
همچنين صدرالدين شيرازي در شرح اصول کافي در توضيح «داخل في الاشياء لا بالممازجه» به بحث اصالت الوجود و اينکه حقيقت هر چيزي وجود اوست اشاره ميکند. سپس ايشان به فرق بين وجود خداوند و وجود ممکنات پرداخته و حقيقت حق تعالي را وجود خالص ناب شديدي ميداند که تمامتر و شديدتر از او نيست، و امتياز موجودات از وجود حق تعالي را به امور عدمي مي داند. و نتيجه ميگيرد که حق تعالي در تمام اشيا هست؛ نه به معني امتزاج و آميختگي چون که آميختگي از صفات اجسام است، و نه به معناي داخل شدن و جزئي از آن بودن. صدرا امتياز و جدا بودن خداوند از اشيا را با جدا بودن اجسام و امور جسماني که به دوري مکاني و امثال اينهاست، شبيه نمي داند بلکه جدايي او از اشيا را به واسطه کمال و گسترش رحمت و پخش نور او بر اشيا و نارسايي و قصور اشيا از رسيدن به کمال و جلال ذات حق مي داند.[٢٣٧]
تفاسير ديگري نيز از معيت شده است به عنوان نمونه مغنيه در شرح نهجالبلاغه معيّت را به صورت صله بين خالق و مخلوق معنا کرده است. و مراد اميرالمومنين(ع)را از اينکه فرمود: «مع کل شيء لا بمقارنه» بدين صورت تفسير ميکند که خداوند با هر چيزي همراه است با علم و قدرتش و از همه اشيا دور است با کنه و حقيقتش. پس نه اتحادي وجود دارد و نه انفصالي در کار است. و لکن صلهاي بين خالق و مخلوق و بين علت و معلول وجود دارد.[٢٣٨]
بررسي آراي مفسران و شارحان
خلاصه آنچه مفسران و شارحان در تبيين معيّت خداوند با اشيا گفتهاند عبارت است از: «معيّت قيّوميه و رابطه احاطي يا عدم غيبوبت خداوند از موجودات و اينکه او محيط بر آنهاست». شروح ديگري هم در اين رابطه وجود دارد که از بيان آنها صرفِنظر شد، زيرا هرکسي بر اساس