علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٥
تقسيم ميکند:
١ . احاديثي که معناي آن براي ناقل اهميت نداشته و لفظ آن مورد توجّه راوي نبوده است؛
٢ . رواياتي که لفظ آن بهخاطر نکتهاي خاص، براي راوي اهميت داشته است؛ مانند: استشهاد به فصاحت کلام.[٢٤]
براساس اين نظريه، روايات دسته اول نميتوانند مصدر قاعده نحوي قرار گيرند چراکه الفاظ معصوم(ع) براي راوي اهميت ويژهاي نداشته و فقط تلاش کرده تا مضمون را منتقل کند. برخي روايات داراي ويژگيهاي خاصي در الفاظ هستند و راوي براي همانمنظور عين الفاظ را گزارش کرده، مانند: جايي که فصاحت کلام معصوم(ع) و يا ضربالمثلي در کلام ايشان مورد توجّه راوي بوده است. بهطورقطع اين گروه از احاديث قابليت مصدربودن را دارا هستند.
ب) قاعدهپردازي روايات
اعتبار و مصدربودن شعر جاهلي و مخضرمان براي قواعد نحوي بهخاطر اصالت و محفوظبودن از نفوذ زبانهاي غير عربي است. قرآن نيز چون در اين بستر و مطابق با فهم همين مخاطب صادر شده، داراي اصالت و مبناي اصول ادبي قرار ميگيرد. روايات بهويژه احاديث نبوي نيز در همين بستر زماني و مکاني جاري شده است اما نظرات مختلفي درباره اعتبار آن مطرح شده که در بخش قبلي به آنها اشاره شد. در اين بخش با تکيه بر ويژگيهاي حديث شيعي به مطالعه اين موضوع پرداخته خواهد شد و پس از بررسي ثبوتي و اثباتي اين موضوع يک نمونه روايي ارزيابي خواهد شد:
١. بررسي ثبوتي: از نظر ثبوتي برداشت قواعد نحوي از روايات بر مقدمات زير استوار است:
· ملاک اعتبار اصالت زباني بين قرآن، اشعار عربي و روايات– بهويژه کلمات پيامبر(صل)- مشترک است و مخاطب واحد داشتهاند؛
· معصومان(عهم) فصيحترين و بليغترين عربزبانان بودهاند. ازآنجا که روايات، کليد فهم قرآن هستند[٢٥] نميتواند از نظر فصاحت و بلاغت تفاوت زيادي با قرآن داشته باشد؛
[٢٤] . ر.ک: خزانة الادب، ج١، ص١٢.
[٢٥]. الکافي، ج١، ص٦٠.