علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٣
٢/١. نوع خط و ويژگىهاى آن
در اين بخش، نوع خطى كه نسخه با آن تحرير شده (نسخ، نستعليق، ثلث، تحريرى و...) ذكر مىگردد. برخى از نسخهها به چند خط نوشته شده كه بايد تذكر داده شود؛ مانند: تفاسير قرآن كه در آنها قرآن با يك خط و تفاسير با خط ديگر است. برخي از نسخههاي خطي هم داراي حاشيهاند که فهرستنگاران بايد ضمن بيان نوع خط متن، انواع خطوط حاشيه و ترجمه را مشخص كنند.[٦٠]
[٦٠]. انواع خطوط اصلي و موجود در آثار و كتب خطي رايج در ممالك اسلامي بر اساس تاريخ مدون خط و خطاطي در تمدن اسلامي عبارتند از:
الف) كوفي: نخستين خطي كه در تمدن اسلامي در ميان نسخهنويسان رايج شد خط كوفي است و تا حدود سه قرن، خط كوفي براي كتابت قرآن و كتيبههاي عربي بهكار ميرفت. با توجّه به شكل، خط كوفي را به انواع مشجر، مربع، مدور و متداخل تقسيم كردهاند؛
ب) كوفي كهن: خط كوفي كه در آغاز بدون اعجام و اِعراب بود، كوفي كهن ناميده ميشد؛
ج) كوفي متحول: بهمرورزمان براي نگارش آيات قرآن از مركب سياه استفاده ميشد وحركات و نقاط حروف را با رنگهاي مختلف گياهي و غير آن همچون شنگرف، زعفران، سيلو و زنگار مينوشتند و به اين طريق كوفي متحول نام گرفت؛
د) كوفي شرقي: كوفي شرقي باريكتر از خط كوفي نوشته ميشد و در باريكي به خط ريحان نزديكتر است و بيشتر در نگارش نسخهها استفاده ميشد؛
ه) كوفي تركستان: اين خط شبيه به خط نسخ است. خصوصِيت آشكار آن، اين است كه حروف عمودي به ميخ شبيه بوده، گويا از خط ميخي الهام گرفته شده است؛
و) خط نسخ: شايعترين خط در نسخهنويسي خط نسخ است كه به تدريج در قرن چهارم مورد توجّه بيشتر قرار گرفت و بهجهت سهولت در نوشتن نزد اهل كتاب معروف شد، به همين جهت ناسخ ساير خطوط شد و به خط نسخ شهرت يافت. به اعتقاد برخي از مورخان، منشعب از خط كوفي است و استخراج آن را به ابوعلي حسين بن مقله بيضاوي شيرازي نسبت دادهاند. اكنون در كشورهاي عربي و اسلامي براي نگارش كتاب، مجلد و روزنامه، اين خط كاربرد زيادي دارد. ابنمقله، ياقوت مستعصمي، احمد صديق روحي، فخار شيرازي، علاءالدين تبريزي، ابراهيم قمي و احمد تبريزي، استادان اين خطاند که به دو شيوه نوشته ميشود: نخست، شيوه كهن خط نسخ که تا اوايل نيمه دوم قرن هشتم هجري قمري بود. در اين دوره خط نسخ از زيبايي چنداني برخوردار نبود. از ويژگيهاي اين دوره اينکه برخي كلمات وحروف به صورت مشكول (اِعرابگذاري) نوشته شدهاند؛ دوم، شيوه نسخ جديد كه از نيمه دوم قرن هشتم آغاز شد. در اين دوره، دور حروف بيشتر و قلم نسخ منسجمتر و زيباتر شده است و كاتب جنبه زيباشناسي را بيشتر مدنظر داشته است؛
ز) خط نستعليق: اين خط از تركيب خط تعليق با خط نسخ بهوجود آمده است و از اوايل قرن نهم هجري در ميان نسخهنويسان عثماني وشبهقاره هند رواج يافت. در نيمه نخست قرن هشتم رغبت نسخهنويسان به خط نسخ كاهش يافت و كتابت آثار فارسي با خط نستعليق رايج شد و بيشتر كتابها مانند: قرآن، نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه با اين خط نوشته شد؛
ح) خط تعليق: از همه خطوط دور بيشتري دارد، حروف اين خط در سرتاسر سطر بههمپيوسته نوشته ميشود. خط تعليق در قرن چهارم توسط حسن بن حسين بن علي فارسي ابداع شد. اين خط و دو خط نستعليق و شكسته نستعليق را خطوط ايراني مينامند و چون در خطاطي اصل مهم سهولت و زيادبودن سرعت نگارش است آهسته آهسته خط شكسته تعليق هم بهوجود آمد و پس از آن عثمانيان و مصريان در آن تصرفاتي كردند و خط ديواني را ايجاد کردند؛
ط) خط سياق: در دورههاي متأخر براي محاسبات ديواني، اسناد و دفاتر دخل و خرج، شيوه ديگري مورد استفاده قرار گرفت كه به خط سياق معروف شد. كاتبان، خط سياق را براي اعداد، كلمات و علائم اختصاري نوشتند كه خواندن آنها مشكل بود؛
ي) خطوط ديگر: علاوه بر خطوطي كه ذكر شد خطهايي ديگر كه برخي جنبه سرگرمي داشت از قرن چهارم هجري شروع شد كه بيشتر در كتابت اسناد، نامهها، مرافعات و كتب ادعيه بهکار ميرفت؛ مانند: رقعه، غبار، طغرا، سياهمشق، معما و مثني که تا حدود قرن هفتم هجري رواج بيشتري در ايران داشت ولي هيچكدام از اين خطها براي كتابت تحرير و تندنويسي مناسب نبودند. ر.ک: آشنايي با نسخ خطي و آثار كمياب، ص٩٤.