علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٧
ü تاريخ تأليف و تقدّم آن بر تاريخ تحرير؛
ü تاريخهاي مندرج در يادداشتهاي صفحه بدرقه و آخر نسخه؛
ü اگر کاتب و مؤلف يکي بود که تاريخ تحرير واضح است اما اگر مؤلف با کاتب متفاوت بود، تاريخ کتابت يقينا از تاريخ وفات کاتب تجاوز نميکند؛
ü آگاهي از تاريخ پيدايش خطوط در تمدن اسلامي.[٦٩]
٢/٥. محل كتابت
كاتبان در قرون اوليه با علوم و فنون روزگارشان آشنا بودند و علاوه بر كتابت، محل كارشان به مجالس علمي وادبي بيشباهت نبود و چهبسا كه بعضي از دانشمندان بزرگ از ميان كاتبان و ورّاقان برخاستهاند. ذكر نام محل كتابت، اعم از مدرسه، خانقاه، كتابخانه، مسجد و حتي نام شهرها و روستاها علاوه بر فوايد جغرافيايي از لحاظ تعليم و تربيت و مطالعه سير فرهنگها و انديشهها در نسخ خطي قابل توجّه است.[٧٠] چنانچه محل تأليف در كتابي كه فهرست ميشود، ذكر نشده باشد، فهرستنگار با مراجعه به كتب كتابشناسي اطلاعات موردِنظر را استخراج و با اشاره به مأخذ مربوطه، به نقل و ثبت آن مبادرت ميورزد؛ مانند: المختصر في شرح التلخيص (عربي) تأليف سعد بن عمر تفتازاني، براساس كشفالظنون ١/٤٧٤ در نخجوان سال ٧٥٦ به پايان رسيده است.[٧١]
در نقل محل كتابت، چند امر اهميت دارد:
الف) نام مکانها و شهرها، همانطور كه كتاب نوشته، نقل گردد؛ چون اسامى خيلى از روستاها و شهرها دچار تغييراتى در تلفظ و رسمالخط گرديده كه اين تغييرات نبايد در نقل محل كتاب دخالت داده شوند؛
ب) كاتبان، اغلب نام شهرها را با اوصاف و القابى كه در آن زمان رايج بوده ذكر كردهاند، كه بايد آن اوصاف نقل شوند؛ مانند: «دارالسلطنه تبريز»، «دارالمرز رشت» و «دارالسلام بغداد».
ج) برخى از مكانهاى جغرافيايى، بعد از كاتب دچار تغييراتى شده، مثلا روستا تبديل به شهر
[٦٩]. مقدمهاي بر اصول و قواعد فهرستنگاري در كتب خطي، ص٦٤.
[٧٠]. همان، ص٥٧.
[٧١]. همان، ص٣٦.