علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٠
ايشان نيز با اشاره به اختلاف فقيهان در اين موضوع، نظريه تخيير را قويتر دانسته و آن را اولويت بخشيده است.بنابراين بسياري از مفسران و فقيهان قاعده نحوي تخيير در موارد استعمال واژه «أو» را از روايت امام صادق(ع) برداشت کردهاند. با بررسي و تطبيق نمونههاي بيشتر ميتوان منظومهاي از قواعد نحوي روايي تشکيل داد.
نتيجهگيري
دانش نحو همانند ديگر دانشها داراي اصول و قواعدي است که در «اصولالنحو» به آن پرداخته ميشود. يکي از موضوعات مورد اختلاف در اصولالنحو، امکان برداشت قواعد نحوي از متون ديني است. در اين بين همه اديبان شيعه و سنّي بهخاطر قطعيبودن نصّ قرآن، به آن تمسّک کردهاند اما در استناد به روايات سه نظر مختلف ارائه دادهاند. عمدهدليل مخالفان تمسّک به روايات اين است که احاديث نقل بهمعنا شدهاند، ازاينرو نميتوان از آنها قاعده نحوي برداشت کرد و متقدمان نيز چنين عملکردي نداشتهاند؛ البته اين دليل با پيشينه منع تدوين در ميان اهلسنّت قابل قبول مينمايد. درمقابل، موافقان، کلمات پيامبر(صل) و معصومان(عهم) را بر عبارات و اشعار- گاه بدون شناسنامه- جاهلي ترجيح ميدهند. نظريه سوم، روايات را به دو دسته منقول بهلفظ و منقول بهمعنا تقسيم کرده و برداشت اصول نحوي از دسته اول را صحيح ميداند. بيشک ملاکهاي مشترک بين روايات و ديگر مصادر، امکان برداشت قواعد نحوي از روايات را منطقي مينماياند. در اين نوشتار با ارائه يک نمونه، امکان برداشت قواعد نحوي از روايات اثبات شده است.