علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٨

حاصل مى‌شود، زيرا همه موجودات از اراده خداوند به‌وجود آمده‌اند. پس صحيح است كه گفته شود او به دو اعتبار، با همه چيز و مقدّم بر همه چيز است؛ چون معيت، اضافه‌اى است كه عقل ما با نسبت‌دادن اشيا‌ به ذات حق و همراهى وجود حق تعالي با وجود آن‌ها، و احاطه علمى خداوند به كليت و جزئيت آن‌ها اعتبار مى‌كند. چنان‌كه خداوند متعال مى‌فرمايد: «وَ هُوَ مَعَكُمْ اَينَما كُنْتُمْ و اللَّه بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ؛ و او با شماست هرجا که باشيد و خداوند به آنچه انجام ميدهيد بيناست»[٢٣٣] و تقدّم خدا بر اشيا، نسبتى است كه به اعتبار علّت‌بودنِ خداوند براى اشيا فرض مى‌شود؛ زيرا مفهوم متعارف معيت، اعم از نزديكى زمانى و مكانى است، ازاين‌رو معيت خداوند با اشيا به اعتبار نزديكى به آن‌ها نيست، زيرا ذات حق تعالى از زمان و مكان به‌دور است و به همين دليل امام علي(ع) فرموده است: «معيت خداوند با اشيا به مقارنه و نزديكى نيست». اينكه خداوند غير از اشياست ولى با آنها فاصله ندارد به دو صورت قابل توضيح است:

١. غيريت اعمّ از فاصله‌داشتن است، زيرا مفهوم زمان و مكان در «مزايله» داخل بوده، بنابراين مغايرت خداوند با اشيا مستلزم فاصله نيست. زيرا ذات خداوند از زمان و مكان به‌دور است و به همين دليل امام(ع) فرموده است: «غير اشياست ولى نه به مزايله».

٢. اينکه خداوند تعالى غير از اشياست، يعني ذاتا از همه اشيا جداست، زيرا هيچ چيز در معناى جنس و فصلى با خداوند شريك نيست، يعنى مابه‌الاشتراك ندارد تا نيازمند ما‌به‌الامتياز ذاتى يا عرضى باشد. به‌عبارتِ‌ديگر، مباينت خداوند با اشيا، ذاتي است. ازطرفِ‌ديگر معناى مزايله جدايى شى‌ء است از اشيا به‌وسيله فصل ذاتى يا عرضى و چون خداوند مشارکتي با اشيا در معناي جنسي و نوعي ندارد، بنابراين مزايله نيز وجود ندارد. اين دو قيدى كه در كلام امام (ع) ذكر شده، احكام وهمي را، كه به اعتبار زمان و مكان و از اوصاف مخلوقات است، از ميان مى‌برد و به اين حقيقت توجّه مى‌دهد كه درك ذات مقدّس حق تعالى بالاتر از حكم وهم بوده و از صفات ممكنات به‌دور است.[٢٣٤]

همانگونه که ملاحظه شد، ابن‌ميثم بحراني غيريّت و مباينت خداوند با اشيا را غيريّت ذاتي و معيّت خدا با اشيا را اضافه عارضي مي‌داند.