علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٠

احاطه او بر همه موجودات و غايب‌نبودن او از ممکنات مي‌داند.[١٩٦] همچنين آيةالله جوادي آملي در تفسير آيه شريفه «ما يكُونُ مِنْ نَجْوى‌ ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رابِعُهُم‌»[١٩٧] به احاطه خداوند بر تک تک موجودات بدون امتزاج با هيچ‌کدام از آن‌ها، اشاره مي‌کند و دليل آن را آيه شريفه «هو معکم» مي‌داند. ايشان در ادامه مي‌نويسد: «چون حضور خدا در موجودات، با وصف قيّوم، محيط و ناظر است، بنابراين از وجود همه آن‌ها و از رابطه آن‌ها با يکديگر آگاه بوده و با ايشان همراه است».[١٩٨] درباره اين احاطه، دو مطلب بايد توضيح داده شود:

مطلب نخست اينکه خداوند بر هر چيزي احاطه دارد؛ چه يك‌ميلياردم يك ذرّه و چه مجموع جهان هستى باشد. چه مادّى، مانند اجسام و كيفيات و خواص آن‌ها و چه غيرمادّى، از قبيل مجردات باشد مانند ارواح و فرشتگان و كائنات مافوق طبيعى، خداوند بر همه آن‌ها محيط است.

مطلب دوم، نوع احاطه است. آيا مقصود، احاطه علمى است يا احاطه وجودى؟ آياتى متعددي بر احاطه علمى خداوند بر همه موجودات دلالت دارد. مانند آيه شريفه:

وَ اِنَّ الْلَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَيى‌ءٍ عِلْماً؛[١٩٩] و علم خداوندى قطعا بهمه چيز احاطه كرده است.

"مطابق مضمون جمله امير مؤمنان علي(ع) که فرمود: «مع كلّ شيى‌ء لا بمقارنة و غير كلّ شيى‌ء لا بمزايلة؛[٢٠٠] او با همه چيز است بدون پيوستگى با آن‌ها و غير از همه چيز است بدون بركنارى و گسيختگى از آن‌ها»، برخي احاطه خداوند را احاطه وجودى گرفته‌اند؛ زيرا اگر بناست که خداوند متعال حدّي در وجود خويش نداشته و غيرمتناهي باشد پس همه‌جا هست. بنابراين بايد دقت شود که اين حضور و وجود خدا در همه‌جا، به نحو احاطه بر همه اشياست، يعني اشيا داخل در ذات او نيستند و ذات خداوند در اشيا حضور ندارد".[٢٠١]