علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦٩
سازد».
٢. غررالحکم از اميرمومنان(ع) نقل ميکند: «من استنصح الله حاز التوفيق؛[١٣٧] هرکس نصيحت خداوند را قبول کند به توفيق دست يابد».
٣. نيز در خطبهاي از ايشان آمده است: «وَ حَرَصْتُ عَلَى تَوْفِيقِهِمْ بِالتَّنْبِيهِ وَ التَّذْكِرَة؛[١٣٨] با توجّهدادن و يادآوريکردن، حريصانه بر توفيق يافتن ايشان سعي نمودم».
٤. حضرت رسول(صل)، مشورت با عاقل را عامل توفيق معرفي ميکنند: «مُشَاوَرَةُ الْعَاقِلِ النَّاصِحِ رُشْدٌ وَ يمْنٌ وَ تَوْفِيقٌ مِنَ اللَّهِ فَإِذَا أَشَارَ عَلَيكَ النَّاصِحُ الْعَاقِلُ فَإِياكَ وَ الْخِلَافَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ الْعَطَبَ؛[١٣٩] مشورت با خردمندِ خيرخواه، رشد و ميمنت و توفيقي ازجانب خداست و بپرهيز از اينكه با گفته خردمند خيرخواه مخالفت كنى كه هلاكت در آن است».[١٤٠]
نتيجهگيري
توفيق در لغت، بهمعناي «همسو و همسانسازي بين دو يا چند چيز» است و در ادبيات ديني، يعني «خداوند فعل بنده را مطابق و همسوي با رضاي خود گرداند». در تعريف اصطلاحي توفيق سه نظر وجود دارد که ديدگاه علامه طباطبائي؟ره؟ ديدگاهي مقبولتر بهنظر ميرسد. وي معتقد است توفيق يعني خداوند اسباب را بهگونهاي رقم بزند که بنده از روي اختيار، کار صواب را برگزيند. بنابراين، توفيق صفتي براي اسباب است؛ يعني اسباب همسو با اراده حق تعالي چيده شوند، نه صفتي براي فعل انسان و بهطور مجاز، به فعل انسان نسبت داده ميشود.
معصومان(عهم) عوامل متعددي براي جلب توفيق الهي معرفي کردهاند. اين عوامل عبارتند از: پيروي از کتاب و سنت، ولايت و محبت اهل بيت(عهم)، هدايت الهي، نيت صادق و اعمال صالحه از قبيل خوف، مدارا، تلاش براي اقامه حق، تفکر و پندپذيري. همه عواملي که در روايات، براي دستيابي به توفيق معرفي شدهاند، نشانگر اين است که براي جلب نعمت الهي، نيازمند تلاش و حرکت خود انسان است. ازاينرو جبري بودن و عدم تأثير بندگان در رقم خوردن