علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦
ميراث ارزشمند حديثي مسلمانان از ميان رفته بود و يا در پشت پرده خفا پنهان شده بود، اما يکي از اين ابرحديثها باقي ميماند، هيچگونه نگراني بابت انحراف تشيع، اسلام و انسانيت از مسير هدايت و سعادت بهوجود نميآمد. يک ابرحديث ميتواند بهتنهايي بار اين مسئوليت گران را بر دوش گيرد.
بنا به دلايل متعدد، ابرحديثها از نظر کميت بسيار محدوداند. کمبود مخاطب داراي صلاحيت و فقدان مقتضي لازم براي بيان معارف و جهانبيني توحيدي در سطح گسترده، از جمله اين دلايلاند. با اين حال، گاه شرايط بهگونهاي رقم ميخورد که در يک فضاي خاص و در حضور يک مخاطب ويژه، امکان بيان ابرحديث فراهم ميشد. يکي از اين ابرحديثها، حديث نخست باب امام کاظم(ع) در کتاب شريف تحف العقول است،[٢] حديثي که به وصيت امام کاظم(ع) براي هشام بن حکم، معروف است.
حديث امام کاظم(ع) به هشام بن حکم در کتاب تحف العقول -که تجميعي از دو حديث امام کاظم(ع)[٣] و امام صادق(ع)[٤] درباره عقل است- ابرحديثي با ويژگيهاي متعدد و خاص ميباشد که هر کدام از آن ويژگيها را ميتوان بهصورت جداگانه مورد توجه قرار داد. يکي از اين ويژگيها، مورد خطاب قرار گرفتن هشام بن حکم است. اين خطاب، دو مطلب را بيان ميکند: نخست، جايگاه والاي هشام بن حکم- بهعنوان يکي از بزرگترين صحابه اهلبيت(عهم)- در نزد امام هفتم(ع) را نشان ميدهد؛ دوم، اين ابرحديث پاداشي براي يک عمر مجاهدت در مسير حقجويي و حقگويي است. مسيري پرخطر در عصر عباسيان که عرصه براي عرضه معارف ديني را بر همگان سخت و دشوار کرده بود.
جنبه ديگر، محتواي اين ابرحديث است که ميتوان آن را بهعنوان حديثي در «ثناي عقلانيت و خردورزي» مورد توجه قرار داد. امام کاظم(ع) پيامبران و فرستادگان خداوند متعال را حجت آشکار و عقل را حجت پنهاني، معرفي ميکند که با همراهي علم ميتواند به درخشش خيره کنندهاي دست يابد. نشانه اين درخشش، تفکر است که خود نيز نشانهاي چون سکوت
[٢]. تحف العقول، صص٤٠٢-٣٨٣.
[٣]. الکافي، ج١، صص٤٢-٣٠.
[٤]. همان، صص٥١-٤٢.