علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٦

لطيف بوده و به آن ميشن هم مي‌گويند، به همين دليل لبه‌هاي دور اين گونه جلدها را با روكش تيماج محكم مي‌ساختند؛

و) ساغري: اين جلدها بسيار بادوام و مستحكم بودند كه از چرم دباغي‌شده كفل چهارپايان به‌خصوص الاغ و استر ساخته مي‌شدند و داراي برجستگي‌هاي دانه‌مانند نسبتا درشت بودند و بعضي روي آن كارهاي هنري مانند: ضربي، سوخت‌كاري مي‌كردند. به دليل كراهت جنس جلدها، براي مصاحف شريف استفاده نمي‌شدند؛

ز) شبرو: معني اين جلد بزغاله است و جلدسازان عصر قاجار براي روكش نوشته‌هاي خود از آن استفاده مي‌كردند كه از پوست بزغاله و يا پوست نازك گوساله است؛

ح) پارچه: به جلدهايي مي‌گويند كه دفتين آن‌ها از نوعي پارچه مانند: مخمل، چيت، قلم‌كار و امثال آن ساخته مي‌شد. جلد پارچه‌اي پس از دوره صفوي رواج يافت و تا دوره‌هاي معاصر هم متداول بود، اكنون نيز در جلدهاي فرنگي از پارچه استفاده مي‌شود.[٨٤] جلدهاي پارچه‌اي بر حسب نوع پارچه به سه نوع تقسيم شده‌اند كه به شرح زير است:

ü جلد زري: روكش اين جلدها توسط زري‌بافان و نقش‌بندان ماهر دوره صفوي و از پارچه زري بافته مي‌شدند؛

ü جلد مخملي: جلدهايي هستند كه از پارچه مخمل براي روكش مقوا استفاده مي‌شد و از قرن سيزدهم رايج شدند؛

ü جلد ترمه: بعضي از جلدسازان عصر زنديه و قاجاريه براي روكش جلد ديوان‌ها، بياض‌ها و نسخه‌هاي ادعيه، از ترمه كه نوعي نمد از جنس ابريشم، پشم و نخ بود استفاده مي‌کردند. اين نوع ترمه‌ها در يزد و كشمير ساخته مي‌شد و منقش به اشكال بوته جقه يا خطوط پهن حاشيه بود.

ط) كاغذ: بعضي كتاب‌سازان دوره قاجار از روكش مقوا جلد مي‌ساختند ولي چون كاغذ استقامت لازم را نداشت آن را با پارچه محكم مي‌كردند و كاغذها در چند مدل‌اند:

ü كاغذ ساده، رنگي يا ابري كه اينگونه كاغذها به شكل ابرهاي درهم رنگ‌آميزي مي‌شدند؛

ü شوميز: نوعي كاغذ ضخيم‌تر از ورق كاغذ و نازك‌تر از مقوا بود.

ي) فرنگي: همگام با اختراع صنعت چاپ، جلدسازان براي روكش جلدهاي نسخه‌هاي