علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٨

درمورد كتاب‌هايى كه ترجمه، شرح و يا حاشيه بر كتاب ديگرى هستند، همان لغت شرح يا ترجمه- نه لغت متن- ملاک است؛ مانند: تفسير روض‌الجنان و روح‌الجنان، مشهور به تفسير ابوالفتوح رازى. در اين كتاب گرچه متن اصلى آن كه قرآن كريم است، عربى بوده ولى به زبان فارسى نگاشته شده است. در فرهنگ‌هاى دوزبانه يا چندزبانه نيز، بايد به‌جاي زبان لغات اصلى، زبانِ توضيح و تفسير ذكر گردد. در اين موارد، بهتر است كه هر دو زبان يا چند زبان آورده شود؛ مانند: منتهى‌الارب که «فرهنگ عربى به فارسى» هم نوشته مى‌شود.

١/٤. موضوع

يكى از گزينه‌هاى مهمى كه در نسخه‌هاى خطى حائز اهميت است، تعيين موضوع آن است؛ زيرا رشته‌هاى مختلف علوم اسلامى، ارتباط نزديكى با هم داشته و معمولا يك كتاب با توجّه به جهات مختلف، در موضوعات گوناگون داخل مى‌شود. مشكل ديگر در اين زمينه، نبودِ يك تقسيم‌بندى صحيح و جامع موضوعى در علوم اسلامى است. دو مسأله مذكور، موجب گرديده كه در فهرست‌هاى نسخه‌هاى خطى، براى يك كتاب، موضوعات مختلفى ذكر گردد.

بهترين راه آن است كه يك تقسيم‌بندى ساده در موضوعات علوم اسلامى صورت گيرد، پس از آن زيرمجموعه‌هاى فرعى هر موضوع تعيين گردد و در تعيين موضوع كتاب، ابتدا موضوع كلى و پس از آن موضوعات فرعى آن ذكر شود. دانشمندان معاصر با الهام از تقسيم‌بندي موضوعي «ملويل ديويي»(١٨١٥ -١٩٣١م.)، نخست، ده قسمت اصلي براي موضوع كتاب‌هاي خطي قائل شده‌اند و تقسيمات جزئي‌تر را بدون رعايت اصول تقسيم‌بندي اعشاري ذكر کرده‌اند؛ اين موضوعات شامل: علوم فلسفي، علوم ديني، علوم اجتماعي، علوم، هنرهاي زيبا، ادبيات، تاريخ، جغرافيا، سفرنامه و كليات است.[٥٧]

١/٥. توضيحات كتاب‌شناسى

در اين قسمت، چكيده‌اى درباره مطالب كتاب آورده مى‌شود؛ البته اگر كتاب از آثار مشهور باشد، مى‌توان به‌جاى پرداختن به اين موضوع، خواننده را به مصادر معتبرى كه كتاب‌شناسى آن اثر را ذكر کرده، ارجاع داد اما اگر از كتاب‌هاى شناخته شده نبوده و يا نسخه آن نادر يا منحصر



[٥٧]. ر.ک: مقدمه‌اي بر اصول و قواعد فهرست‌نگاري در كتب خطي، ص٢٢.