علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٤
ميتوان احاديث رسول خدا(صل) كه از طريق اهلبيت(عهم) نقل شده را با احاديثي که از طريق اهلسنّت روايت شده، مقايسه کرد. فصاحت و بلاغت منقولات اهلبيت(عهم) بهمراتب از فصاحت و بلاغت روايات اهلسنّت بالاتر است.
قرآنبسندگان که بيشتر در پاكستان و مصر هستند، مدعي شدهاند که احاديث موجود، نقل بهمعنا شدهاند. اين ادعا در قامت يک شبهه در نحو، فقه و تفسير جريان پيدا کرده و مورد تأييد مستشرقان حتي برخي از شيعيان[٢٢] نيز قرار گرفته است.
بنابر نظريه اول، روايات اهلسنّت نميتواند در نحو مورد استشهاد قرار گيرد و قاعده نحوى از آن استخراج کرد.
گروه دوم که در مقابل اين سخن قرار دارند بزرگانى مانند ابنمالک اندلسي (٦٧٢ق) هستند که براي اولين بار روايات نبوي را در کتاب «الفيه» بهعنوان مصدر قاعده نحوي وارد کرد. پس از ابنمالک، رضيالدين استرآبادى (٦٨٨ق) در شرح الكافيه که يکي از معتبرترين کتابهاي نحو در ميان فريقين محسوب ميشود از احاديث پيامبر(صل) فراتر رفته و براي قواعد نحوي به كلمات نهجالبلاغه نيز تمسّک کرده است. ابنهشام انصاري (٧٦١ق) نيز جزو اين دسته قرار دارد. براي چنين افرادي تمسّک و ترجيح اشعار جاهلي که گاهي مجهولالمالک هستند، بر روايات پيامبر(صل) عجيب بوده است. همچنين عدم استشهاد نحويان متقدم دليل بر عدم اعتبار روايات نيست.
گروه سوم، نظر تفصيلي دارند. افرادي مانند ابراهيم بن موسي شاطبى (٧٩٠ق)[٢٣] اين نظريه را مطرح کردند و پس از بيان دليل گروه اول که همان نقل بهمعنا بود حديث را به دو دسته
[٢٢]. مانند: شريعت سنگلجى و دكتر صادقى تهراني.
[٢٣] . وي مالکي مذهب و اهل تونس است و کتاب المقاصد الشافيه في شرح الخلاصه الکافيه مجموعهاي نحوي، فقهي و اصولي است که نظريات شاطبي در آن ارائه شده است. کتاب وي در عربستان تحقيق و به چاپ رسيده است.