علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٣٥

است؛ ملاقاتي که در معتبرترين جوامع حديثي فريقين با سند صحيح ثبت شده است.

٧. درباره رؤيت معصومانِ(عهم) وفات‌يافته، سه فرضيه مطرح است: ١. رؤيت معصومان(عهم) با بدن‌هاي اصلي؛ ٢. رؤيت معصومان با بدن‌هاي مثالي؛ ٣. رؤيت ارواح معصومان. پشتوانه امکان مشاهده معصومان(عهم) با بدن‌هاي اصلي، علاوه بر رجعت، عبارتند از: ١. سالم ماندن بدن معصومان(عهم) بعد از وفاتشان؛ ٢. الحاق ارواح معصومان(عهم) به بدن دنيوي ايشان بعد از وفات؛ ٣. مصافحه، ديده‌بوسي و تکاندن خاک از بدن و نظاير آن در ملاقات‌هاي شهودي. به‌نظر مي‌رسد که تنها يک روايت بيانگر قرار گرفتن روح در بدني شبيه بدن دنيوي (بدن مثالي) است و روايات ديگر فقط حکايتگر ارتباط داشتن ارواح، با يکديگر، با شمايل بدن دنيوي است. ازاين‌رو، پذيرفتن وجود بدن مثالي مشکل است. امکان مشاهده‌شدن ارواح معصومان(عهم) پايگاهي بسيار استوار دارد.

٨. قرائت‌هاي متنوعي از ماهيت رؤيت معصومانِ(عهم) وفات‌يافته در حالت خواب وجود دارد اما، با تکيه بر احاديث معتبر، امکان همانندي ديدار در خواب با بيداري را مي‌توان تقويت کرد. براساس روايات، هنگام خواب، روح انسان به طرف آسمان بالا مي‌رود. روح، اين قابليت را دارد که تا ملکوتِ آسمان هم سير کند؛ البته روح به‌طورِکامل از بدن خارج نمي‌شود بلکه اصل آن، هنگام خواب همانند اصل خورشيد، در بدن باقي مي‌ماند و آنچه تا ملکوت سير مي‌کند همانند پرتو خورشيد است. روح انسان جداي از جسم خاکي و البته در شکل و قيافه آن توانايي‌هايي دارد؛ ازجمله: «خوردن و آشاميدن»، «حلقه‌وار نشستن و گفت‌وگو کردن»، «سير بين آسمان و زمين» و «ديدن» (نظاره‌کردن). روح آنچه را که در آسمان‌ها و ملکوت مي‌بيند «حق» است و هر چه بين زمين و آسمان مي‌بيند از «تصرفات شيطان» و «اَضغاث» است. ديدار معصومان(عهم) در خواب، توسط روح و در آسمان‌ها و ملکوت است و همان فرضيه‌هايي که در ديدار معصومان(عهم) در حالت بيداري ارائه شد، در حالت خواب نيز پذيرفتني است.

٩. علاوه بر فرضيه‌هاي مشاهده «بدن اصلي يا بدن مثالي يا ارواحِ» معصومان(عهم) درحالِ احتضار، دو ديدگاه ديگر عبارتند از: ١. مشاهده «مثالِ» شبيه معصومان(عهم)؛ ٢. آگاهي از «ثمره ولايت» و يا «نتيجه انحراف». پذيرش ديدگاه دوم، در حقيقت به معناي کنارگذاشتن روايات ديدار در حال احتضار است. دو تعريف براي «مثال» در ديدگاه نخست قابل ارائه است: ١. «مثال»