علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٣٣
گفتار دوم شامل راهکارهاي پيشنهادي انديشمندان اسلامي درباره تشخيص حقيقيبودن مشاهده، با فقدان پيشينه ديدار و نقد و جمعبندي آنهاست. برخي از راههاي پيشنهادي عبارتند از:
يک. آشنايي با صفات معصومان(عهم) بر اساس مطالعه.
دو. معرفي توسط خودش يا ديگري.
سه. الهام به قلب مشاهدهکننده.
چهار. مشاهده شخص در حال عبوديت.
٣. گزارش دستاوردها و نتايج پاياننامه
نگاه تحليلي به رواياتِ امکان ذاتي و وقوعي ديدار معصومان(عهم) بعد از وفاتشان در حالت بيداري، خواب و احتضار، ماموريت اين پژوهش بود. مهمترين نتايج بهدستآمده، بدين شرح است:
١. «توفي»، «گفت و شنود»، «دستور ورود فوري به بهشت يا جهنم»، «عذاب فرعونيان» و «حيات شهيدان»، از شواهد قرآني بر حيات بعد از وفات، بهخصوص براي معصومان(عهم)، در مقام ثبوت و اثبات است.
٢. سخنگفتن حضرت صالح با قوم هلاکشدهاش براساس قرآن و سخنگفتن پيامبر با هلاکشدگان بدر براساس روايات فريقين، حکايتگر آگاهيداشتن مُردگان، بعد از وفاتشان هستند. اين حکم، بهطريقِاولي براي معصومان(عهم) که جايگاه ويژهتري نزد خداوند دارند، ثابت است. پيام آيات "نفي شنواندن و شنيدن مُردگان و اهل قبور" ، نفي هدايتپذيري آنان است؛ پس، منافات با شعور و آگاهي آنان ندارد.
٣. وجود «برزخ»، نافي امکان ارتباط متقابل بين زندگان و مردگان نيست زيرا اولا، تفسير «برزخ» به "مانع و حائل بين دو چيز"، اگر چه طرفداران قابل توجهي از اهل لغت و تفسير دارد، اما بسياري از اهل لغت و مفسران ديگر، اين تفسير را نپذيرفتهاند؛ ثانيا، تنها نتيجه پذيرش تفسير «برزخ» به مانع و حائل بين دو چيز، مانعبودن آن بين کفار و رجعت اختياري آنان به دنيا است. پس اين امر، نافي امکان ارتباط متقابل بين زندگان و مردگان بر اساس حکمت الهي نيست.