علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨ - پژوهشی در اعتبار رسالۀ ذهبیّه
اگر چه این فرد، عقیدۀ فاسدی دارد، ولی ثقه و قابل اعتماد است؛ زیرا علی بن ابراهیم، بر وثاقت او شهادت داده است.[١]
به نظر میرسد که این استنتاج، با مشکلات چندی رو به روست؛ زیرا:
الف. مبنای توثیق تمام راویان موجود در تفسیر علی بن ابراهیم، دچار چالش است و پسینیان (حتّی برخی شاگردان ایشان) نیز آن را نپذیرفتهاند.[٢]
ب. مطابق با مبنای آیة الله خویی، توثیق عام علی بن ابراهیم، در مواردی کارساز است که با تضعیف خاص رجالیان مواجه نشود. در جایی که نجاشی به صراحت، فردی را تضعیف میکند و شیخ طوسی نیز او را غالی میشمرد، استناد به توثیق عام علی بن ابراهیم و کنار نهادن تضعیف خاص توسط نجاشی و شیخ طوسی، تمام نیست.
نکته: شیخ طوسی پس از غالی شمردن محمّد بن جمهور و نام بردن از کتابهای او نوشته است: جماعتی، تمام روایات او را به استنثای روایاتی که در آن غلو و تخلیط وجود دارد، برای ما روایت کردهاند.[٣]
آیة الله خویی با استناد به سخن شیخ طوسی مینویسد:
احادیث گزارش شده توسط وی به خاطر تخلیط و غلوّی که در روایاتش وجود دارد، ضعیف شمرده میشود. این مشکل، با تدبیر شیخ طوسی در نقل روایات او حل میشود؛ زیرا شیخ گفته است که تنها روایات خالی از غلو و تخلیط او را نقل کرده است. بنا بر این، عمل به روایاتی که شیخ از او در کتابهای حدیثی نقل کرده، مانعی ندارد.[٤]
البته باید گفت که مرحوم آیة الله خویی، درصدد بیان اعتبار رسالۀ ذهبیّه نیست؛ بلکه دیگر روایات محمّد بن جمهور، مورد توجّه ایشان است. از این رو، حتّی با استدلال آیة الله خویی، تنها گزارشهای شیخ طوسی از محمّد بن جمهور معتبر خواهد بود و دلیلی بر گزارش کردن رسالۀ ذهبیّه توسط شیخ طوسی وجود ندارد. به عبارت دیگر، شیخ طوسی هیچ متنی را از رسالۀ ذهبیّه در کتابهای خود گزارش نکرده است؛ حتّی در جایی که استدلال ایشان نیازمند به فقرهای بوده که در رسالۀ ذهبیّه، وجود داشته است.[٥]
نتیجه آن که راوی اصلیِ رسالۀ ذهبیّه، از جانب نجاشی، شیخ طوسی، ابن غضایری، و علاّمه حلّی، تضعیف شده است و معتبر نیست. از این رو، حتّی اگر تمام افراد واقع در اسناد رسالۀ ذهبیّه هم معتبر باشند، نتیجۀ به دست آمده، تغییری نخواهد کرد.
[١]. رجال ابن الغضائری، ص٩٢، ش١٣١.
[٢]. رجال العلاّمه الحلی، ص٢٥١.
[٣]. معجم رجال الحدیث، ج١٦، ص١٩١.
[٤]. ر.ک: کلیات فی علم الرجال، ص٣١١ - ٣١٦؛ اصول علم الرجال بین النظریة و التطبیق، ص١٦٠ - ١٨٠.
[٥]. الفهرست، ص٢٢٤، ش٦٢٦.