علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٤ - بررسی واژه «قهرمانه» در کلام امام علی
یعمل منه کهیئة الطیر و منه یغتسل المهدی و منه خرج کبش ابراهیم٧ و عصاء موسی و خاتم سلیمان و هی اعظم المدن شأناً و اکبرها سلطاناً فیه الامن و الخصب و العزو و الظفر. [١]
همین روایت در کتابهای بعدی با اضافاتی وجود دارد که ساخته و پرداخته خیال مؤلفان آن است؛ مانند: زمینها در قم به حدی گران خواهد شد که زمینی به مساحت پوست گاوی پانصد دینار به فروش میرسد.[٢]
جای این پرسش باقی است که چرا نگین انگشتر سلیمان، گل خلق پرندگان توسط عیسی٧، چوب عصای موسی، آب غسل حضرت مهدی٧ و... از قم تهیه میشود. نگاهی به منازعات بین غلات کوفه و قم شاید بتواند پاسخ درستی برای همه این فضایل عجیب و غریب داشته باشد.
٣) از همه مهمتر باید از خود پرسید که گفتن این سخنان در حال رفتن یا باز گشتن از جنگ جمل برای عامه مردم و در یک خطبه چه مفهومی میتواند داشته باشد؛ مردمی که نه قم را میشناسند، نه جبل« وراردها»، نه سید حسنی را؟ حال اگر این سخنان در جمعی خصوصی بیان میشد، شاید بیان حقایق برای اهل معرفت بود، لیکن ضمن یک خطبه عمومی در جمع مردم بصره که از امام٧ شکست خورده و عموماً دشمن اویند و با آن حضرت جنگیدهاند، منطقی و مقبول نمینماید.
٢. و عن علی بن عیسی، عن أیوب بن یحیی الجندل، عن أبی الحسن الأول٧
قال: رجل من أهل قم یدعوا الناس إلی الحق، یجتمع معه قوم كزبر الحدید، لا تزلهم
الریاح العواصف، و لا یملون من الحرب، و لا یجبنون، و علی الله یتوكلون، و العاقبة للمتقین...[٣]
بررسی سند روایت
١) علی بن عیسی در میان ده نفر مشترک[٤] است.
[١]. این روایت از کتاب تاریخ قم تألیف حسن بن محمد حسن از جمله فقها و علمای قرن چهارم هجری است. وی طبق تصریح شیخ طوسی از ثقات و علمای بزرگ است (م ٣٧٨ق). او روایات مربوط به فضایل قم را تقریباً به صورت کامل با سند و گاهی بی سند در کتاب خود ذکر کرده است؛ اما به گفته خود وی بخشی از روایات او بر گرفته از افواه مردم است. و حسن بن علی بن حسین بابویه قمی جزو مصادر شفاهی وی بوده است (تاریخ قم، تحقیق محمد رضا انصاری قمی، ص٤٨). علت اعتماد مجلسی و عاملی به روایات ایشان احتمالاً یکی پنداشتن حسن بن علی بن بابویه با حسین بن علی بن بابویه بوده است.
[٢]. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ رَفَعَهُ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ٧ قَالَ قُلْتُ لَهُ: إِنَّ أَخِی بِبَغْدَادَ وَ أَخَافُ أَنْ یَمُوتَ بِهَا. فَقَالَ: مَا تُبَالِی حَیْثُمَا مَاتَ، أَمَا إِنَّهُ لَا یَبْقی مُؤْمِنٌ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا إِلَّا حَشَرَهُ اللهُ رُوحَهُ إِلی وَادِی السَّلَامِ. فَقُلْتُ لَهُ: وَ أَیْنَ وَادِی السَّلَامِ؟ قَالَ: ظَهْرَ الْکُوفَةِ، أَمَا إِنِّی کَأَنِّی بِهِمْ حَلَقٌ حَلَقٌ قُعُودٌ یَتَحَدَّثُونَ (بحار الانوار، ج٦، ص٢٦٨). شاید چون غلات قمی دوست نداشتند در کوفه محشور شوند، ارواح آنها بدون این که در کوفه حاضر شوند، مستقیماً وارد بهشت میشود.
.[٣٩٩] ترجمه: و هیچ یک از شما نیست که وارد جهنم نشود [هرچند گذرا وشتابان]، و این حکمی است حتمی از جانب پروردگار تو (سوره مریم، آیه ٧٧).
.[٤٠٠] ترجمه: روزی که در صور دمیده شود و شما فوج فوج بیایید (سوره نبأ، آیه ١٨).