علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٣ - ملاک ارزیابی کارگزاران در نهج البلاغه
جَرَی عَلَی لِسَانِكَ وَ یَدِكَ مِنْ خَیْرٍ وَ شَرٍّ، فَإِنَّا شَرِیكَانِ فِی ذَلِكَ، وَ كُنْ عِنْدَ صَالِحِ ظَنِّی بِكَ وَ لَا یَفِیلَنَّ رَأْیِی فِیك؛[١]
بدرفتاری تو با «بنی تمیم» و خشونتت با آنها را به من گزارش دادهاند ... ای ابو العباس، مدارا كن! امید است خداوند در مورد آنچه بر زبان و دستت از خیر و شر جاری شده، تو را بیامرزد؛ چرا كه هر دو در این رفتار شریكیم، و سعی كن كه حسن ظن من نسبت به تو پایدار بماند، و نظرم در باره تو دگرگون نشود!
نامه توبیخ آمیز امیرمؤمنان به زیاد بن ابیه، کارگزار حضرت در بصره و حوزههای اهواز، فارس و کرمان، او را در رده دوم قرار میدهد؛ آن گاه که نگاشت:
إِنِّی أُقْسِمُ بِاللهِ قَسَماً صَادِقاً! لَئِنْ بَلَغَنِی أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَیْءِ الْمُسْلِمِینَ شَیْئاً صَغِیراً أَوْ كَبِیراً لَأَشُدَّنَّ عَلَیْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِیلَ الْوَفْرِ ثَقِیلَ الظَّهْرِ ضَئِیلَ الْأَمْر؛[٢]
صادقانه به خداوند، سوگند یاد میكنم! اگر گزارش رسد كه از غنایم و بیتالمال مسلمین چیزی كم یا زیاد به خیانت برداشتهای، آن چنان بر تو سخت بگیرم كه در زندگی كمبهره و بینوا و حقیر و ضعیف شوی.
همچنین در ضمن نامهای به کارگزار خاطی خود نهیب زده، مینویسد:
فَقَدْ بَلَغَنِی عَنْكَ أَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّكَ وَ عَصَیْتَ إِمَامَكَ وَ أَخْزَیْتَ أَمَانَتَكَ؛[٣]
در باره تو به من جریانی گزارش شده است كه اگر انجام داده باشی، پروردگارت را به خشم آوردهای؛ امامت را عصیان كردهای و امانت (فرمانداری) خود را به رسوایی كشیدهای.
و در مجالی دیگر نسبت به کارگزاری که روزی از صاحب دلان بوده و اینک مستحقّ سرزنش است،[٤] میفرماید:
أَیُّهَا الْمَعْدُودُ كَانَ عِنْدَنَا مِنْ أُولِی الْأَلْبَاب،كَیْفَ تُسِیغُ شَرَاباً وَ طَعَاماً، وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّكَ تَأْكُلُ حَرَاماً وَ تَشْرَبُ حَرَاماً؟ وَ تَبْتَاعُ الْإِمَاءَ وَ تَنْكِحُ النِّسَاءَ مِنْ أَمْوَالِ الْیَتَامَی وَ الْمَسَاكِینِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُجَاهِدِینَ الَّذِینَ أَفَاءَ اللهُ عَلَیْهِمْ هَذِهِ الْأَمْوَالَ؟ وَ أَحْرَزَ بِهِمْ هَذِهِ الْبِلَادَ، فَاتَّقِ اللهَ وَ ارْدُدْ إِلَی هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ، ثُمَّ أَمْكَنَنِی اللهُ مِنْكَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَی اللهِ فِیكَ، وَ لَأَضْرِبَنَّكَ بِسَیْفِی الَّذِی مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا
دَخَلَ النَّارَ؛[٥]
ای كسی كه در پیش ما از خردمندان به شمار میآمدی، چگونه خوردنی و آشامیدنی را در دهان فرو میبری؛ در حالی كه میدانی حرام میخوری، و حرام میآشامی؟ چگونه با اموال ایتام و مساكین و مؤمنان و مجاهدان راه خدا،
[١]. ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن میثم)، ج٥، ص١١٨.
[٢]. همان.
[٣]. تاریخ الیعقوبی، ج٢، ص٢٠١؛ کتاب، جمل من انساب الأشراف، ج٢، ص١٥٨.
[٤]. اگر چه در نهج البلاغه و اکثر کتابهای شرح و ترجمه، نام این سردار دلاور علی بن ابی طالب را ذکر نکردهاند، اما در شرح ابن ابی الحدید و نیز شرح مرحوم شوشتری به نقل از وی، او را بزرگترین سردار امیرمؤمنان٧ یعنی مالک اشتر میخوانند (ر. ک: شرح نهج البلاغه، ج٦، ص٧٤؛ بهج الصباغة فی شرح نهج البلاغه، ج٧، ص٥٩٨).
[٥]. نهج البلاغه، نامه٤٦.