مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - تحول و تطور تاریخ
زندگی انسان یا نژادی از انسان متحول و متطور است و زندگی حیوان اینچنین نیست. این راز در کجا نهفته است؟ اینکه عامل، یک نژاد باشد یا همه نژادها، راز تحرک تاریخ را نمیگشاید.
همچنین نظریه جغرافیایی. این نظریه نیز به نوبه خود مربوط به یک مسئله جامعهشناسی مفیدی است که محیطها در رشد عقلی و فکری و ذوقی و جسمی انسانها مؤثرند. بعضی محیطها انسانها را در حد حیوان و یا نزدیک به حیوان نگه میدارد، ولی بعضی محیطهای دیگر فاصله و تمایز انسان را از حیوانات بیشتر میکند. طبق این نظریه تاریخْ تنها در میان انسانهای برخی اقلیمها و منطقهها تحرک دارد، در محیطها و منطقههای دیگر ثابت و یکنواخت و شبیه سرگذشت حیوان است. اما پرسش اصلی سر جای خود باقی است که مثلًا زنبور عسل یا سایر جانداران اجتماعی در همان اقلیمها و منطقهها نیز فاقد تحرک تاریخاند. پس عامل اصلی که سبب اختلاف این دو نوع جاندار میشود که یکی ثابت میماند و دیگری دائماً از مرحلهای به مرحله دیگر انتقال پیدا میکند چیست؟
از اینها بیربطتر نظریه الهی است. مگر تنها تاریخ است که جلوهگاه مشیت الهی است؟ همه عالم، از آغاز تا انجام با همه اسباب و علل و موجبات و موانع، جلوهگاه مشیت الهی است. نسبت مشیت الهی با همه اسباب و علل جهان علیالسویه است. همچنان که زندگی متحول و متطور انسان جلوهگاه مشیت الهی است، زندگی ثابت و یکنواخت زنبور عسل هم جلوهگاه مشیت الهی است. پس سخن در این است که مشیت الهی زندگی انسان را با چه نظامی آفریده و چه رازی در آن نهاده است که متحول و متطور شده در صورتی که زندگی جانداران دیگر فاقد آن راز است؟
نظریه اقتصادی تاریخ نیز فاقد جنبه فنی و اصولی است یعنی به صورت اصولی طرح نشده است. نظریه اقتصادی تاریخ به این صورت که طرح شده فقط ماهیت و هویت تاریخ را روشن میکند که مادی و اقتصادی است و همه شئون دیگر به منزله اعراض این جوهر تاریخی است؛ روشن میکند که اگر در بنیاد اقتصادی جامعه دگرگونی رخ دهد، جبراً در همه شئون جامعه دگرگونی رخ میدهد. اما اینها همه «اگر» است. پرسش اصلی سر جای خود باقی است و آن اینکه فرض میکنیم اقتصاد زیربنای جامعه است و «اگر» زیربنا تغییر کند همه جامعه تغییر میکند. اما