مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٧ - تحول و تطور تاریخ
اجتماعی و تاریخی هر قوم و ملت- اعم از شئون فرهنگی و مذهبی و سیاسی و نظامی و اجتماعی- جلوهگاه شیوه تولیدی و روابط تولیدی آن جامعه است. تغییر و تحول در بنیاد اقتصادی جامعه است که جامعه را از بیخ و بن زیر و رو میکند و جلو میبرد. نوابغ- که در نظریه پیش سخنشان به میان آمد- جز مظاهر نیازهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه نیستند و آن نیازها به نوبه خود معلول دگرگونی ابزار تولید است. کارل مارکس و به طور کلی مارکسیستها و احیاناً عدهای از غیر مارکسیستها طرفدار این نظریهاند. شاید رایجترین نظریهها در عصر ما همین نظریه باشد.
٥. نظریه الهی: طبق این نظریه آنچه در زمین پدید میآید امر آسمانی است که طبق حکمت بالغه بر زمین فرود آمده است. تحولات و تطورات تاریخ جلوهگاه مشیت حکیمانه و حکمت بالغه الهی است. پس آنچه تاریخ را جلو میبرد و دگرگون میسازد اراده خداوند است. تاریخ پهنه بازی اراده مقدس الهی است.
بوسوئه، مورخ و اسقف معروف که ضمناً معلم و مربی لویی پانزدهم بوده است، طرفدار این نظریه است.
اینهاست نظریاتی که معمولًا در کتب فلسفه تاریخ به عنوان علل محرکه تاریخ طرح میشود.
از نظر ما اینگونه طرح به هیچ وجه صحیح نیست و نوعی «خلط مبحث» صورت گرفته است. غالباً این نظریات به علت محرکه تاریخ که در پی کشف آن هستیم مربوط نمیشود. مثلًا نظریه نژاد یک نظریه جامعهشناسانه است و از این جهت قابل طرح است که آیا نژادهای بشری از نظر عوامل موروثی یک گونه استعداد دارند و همسطحاند یا نه؟ اگر همسطح باشند همه نژادها به یک نسبت در حرکت تاریخ شریکاند و لااقل میتوانند شریک باشند، و اگر همسطح نباشند فقط برخی نژادها در جلو راندن تاریخ سهم داشته و میتوانستهاند داشته باشند. از این نظر طرح این مسئله صحیح است اما راز فلسفه تاریخ همچنان مجهول میماند.
فرضاً معتقد شویم که تنها یک نژاد است که تحول و تطور تاریخ به دست او صورت میگیرد، از نظر حل مشکل با اینکه معتقد شویم همه انسانها در تحول و تطور تاریخ دخیلاند فرقی نمیکند و مشکلی حل نمیشود، زیرا معلوم نیست بالاخره چرا