مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٥ - انتقاد
ادعای مادیون، در قطب استثمارگران و چپاولگران قرار نداشته و عامل توقف و رکود نبودهاند، جهتگیری آنها به سود آن طبقه نبوده، برعکس در قطب مستضعفان و استثمارشدگان جای داشته، درد آنها را چشیده و از میان آنها برخاستهاند و به سود آنها و در جهت احقاق حقوق از دسترفته آنها کوشا بودهاند. پیامبران راستین همچنان که از نظر روح دعوت و رسالتشان که همان جهتگیری و جبههگیری آنان است تبرئه میشوند، از جنبه ناکامیشان نیز کاملًا تبرئه میگردند؛ یعنی آنها مسئول ناکامی خود نیستند، زیرا «جبر تاریخ» ناشی از مالکیت اختصاصی پشت سر حریف بوده است. پیدایش مالکیت اختصاصی جبراً و قهراً جامعه را به دو نیم کرد:
نیم استثمارگر و نیم استثمارشده. نیم استثمارگر که مالک تولیدات مادی بود قهراً مالک تولیدات معنوی هم بود. و با جبر تاریخ- که همان قضا و قدر است در تعبیر مادیاش، قضا و قدری که خدایش نه در آسمان بلکه در زمین، خدایش نه مجرّد بلکه مادی، یعنی همان قدرت حاکمی [است] که نامش زیربنای اقتصادی جامعه و شاهفنرش «ابزار تولید» است- نمیتوان پنجه در پنجه افکند. پس پیامبران مسئول ناکامی خود نبودهاند.
ولی ضمن اینکه با بیان گذشته، پیامبران راستین تبرئه میشوند، نظام راستین هستی که گفته میشود نظام «خیر» است، نظام «حق» است، خیر بر شر غلبه دارد، تخطئه میشود. الهیون که با دیده خوشبین به نظام مینگرند، ادعا میکنند که نظام هستی نظام راستین است، نظام حق است، نظام خیر است، شر و باطل و ناراستی وجود عرَضی و طفیلی و موقت و غیراصیل دارد، آنکه محور و مدار نظام هستی یا نظام اجتماعی بشر است «حق» است:
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما ینْفَعُ النَّاسَ فَیمْکثُ فِی الْأَرْضِ [١].
و گفته میشود در مبارزه حق و باطل، حق پیروز است:
[١]. رعد/ ١٧.