مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٧ - انتقاد
آسمانی موسی آمده بود و خواه نیامده بود، خواه آنها به آن تعالیم آسمانی گرویده بودند و خواه نگرویده بودند.
ممکن است طرفداران نظریه مادیت تاریخ از نظر اسلام، مطلب دیگری مطرح کنند و آن اینکه:
«فرهنگ اسلامی از نظر روح و معنی یا فرهنگ طبقه مستضعف است و یا فرهنگ طبقه استضعافگر و یا فرهنگ جامع. اگر فرهنگ اسلامی فرهنگ طبقه مستضعف است پس ناچار باید رنگ طبقه خودش را داشته باشد؛ مخاطبش، رسالتش، جهتگیریاش همه بر محور مستضعف دور بزند. و اگر فرهنگ اسلامی فرهنگ طبقه استضعافگر باشد- آنچنانکه ضد اسلامها مدعی هستند- علاوه بر آنکه رنگ طبقاتی خواهد داشت و بر محور یک طبقه خواهد گشت، فرهنگی ارتجاعی و ضد بشری خواهد بود و بالضروره خدایی نخواهد بود. هیچ مسلمانی چنین نظریهای را نمیپذیرد و بعلاوه سراپای این فرهنگ برخلاف آن شهادت میدهد. باقی میماند که بگوییم فرهنگ اسلامی فرهنگ جامع است. فرهنگ جامع یعنی فرهنگ بیطرف، فرهنگ بیتفاوت، فرهنگ بیمسئولیت، فرهنگ نامتعهد، فرهنگ اعتزالی که میخواهد کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر واگذارد، فرهنگی که میخواهد میان آب و آتش، میان مظلوم و ظالم، میان استثمارگر و استثمارشده آشتی دهد و همه را زیر یک سقف گرد آورد، فرهنگی که شعارش این است که نه سیخ بسوزد و نه کباب. چنین فرهنگی نیز عملًا یک فرهنگ محافظهکارانه و به سود طبقه استضعافگر و استیثارگر و استثمارگر است. همان طور که اگر یک گروه راه بیطرفی و بیتفاوتی و بیمسئولیتی و عزلت را پیش گیرند و در درگیریهای اجتماعی که میان غارتگر و غارتشده جریان دارد شرکت نجویند عملًا از طبقه غارتگر حمایت کرده و دست او را باز گذاشتهاند، یک فرهنگ نیز اگر روحش روح بیطرفی و بیتفاوتی باشد باید آن را عملًا فرهنگ طبقه استضعافگر دانست. پس نظر به اینکه فرهنگ اسلامی فرهنگ بیتفاوت و بیطرف و یا طرفدار طبقه استضعافگر نیست، باید آن را فرهنگ طبقه مستضعف بشماریم و خاستگاه، پیام، جهتگیری و مخاطبش را همه در حوزه و بر محور این طبقه بدانیم.»
این بیان سخت اشتباه است. فکر میکنم ریشه اصلی گرایش پارهای روشنفکران مسلمان به مادیت تاریخی دو چیز است: