مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٠ - ٢ تجدید نظر پایه گذاران
میانتهی مجرد و گزافه» است، این عبارت را غیر از مارکس کسی نگفته است.بعلاوه اگر عوامل به اصطلاح روبنایی «در بسیاری از حالات به طور جدی شکل پیکارهای تاریخی را تعیین میکنند» پس تعیینکنندگی در انحصار عوامل اقتصادی نیست، پس دیگر چه جایی برای این میماند که بگوییم «جنبش اقتصادی در میان توده بیپایان تضادها راه خود را به سان یک ضرورت میگشاید»؟
عجبتر این است که جناب انگلس در همین نامه قسمتی از مسئولیت این اشتباه (و به قول خود او مسخ) را بر عهده خودش و مارکس میگذارد؛ میگوید:
مارکس و خود من [باید] قسمتی از مسئولیت این امر را که گاهی جوانان بیش از آنچه باید، به عامل اقتصادی اهمیت میدهند، به عهده بگیریم. ما ناچار بودیم در مقابل حریفان خود بر این اصل اساسی مورد انکار آنان تأکید ورزیم و لذا نه وقت، نه موقعیت و نه فرصت آن را داشتیم که حق سایر عواملی را که در عمل متقابلًا سهیم بودند بجای آوریم [١].
ولی بعضی دیگر این تأکید افراطی مارکس و انگلس را بر روی عوامل اقتصادی به گونهای دیگر در جهت عکس آنچه انگلس اظهار داشته است توضیح میدهند. آنها میگویند این تأکید مفرط نه در مقابل حریفانِ منکر بوده بلکه در مقابل رقیبان طرفدار این نظریه و به خاطر درآوردن سلاح از چنگ آن رقیبان بوده است.
در کتاب تجدیدنظرطلبی از مارکس تا مائو در بیان علت نگارش کتاب انتقاد بر علم اقتصاد- که در این کتاب بیش از هر نوشته دیگر تکیه یکطرفه بر روی عوامل اقتصادی شده است و ما عبارت معروف مقدمه این کتاب را قبلًا نقل کردیم- چنین میگوید:
[١]. مارکس و مارکسیسم، ص ٢٤٥. عذر بدتر از گناه، در حقیقت نوعی لجبازی و حداقل حقیقت را فدای مصلحت کردن.