مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٩ - مبانی نظریه مادیت تاریخ
پییتر نظر مارکس را اینچنین توضیح میدهد:
و بدین ترتیب مارکس جامعه را به بنایی تشبیه میکند که زیربنا و شالوده آن را قوای اقتصادی و روبنای آن را (یعنی خود بنا را) افکار و آداب و رسوم و نهادهای قضایی، سیاسی، مذهبی و غیره تشکیل میدهد.
همانطور که وضع یک ساختمان به وضع پی و اساس آن بستگی دارد، اوضاع اقتصادی (روابط تولیدی) نیز به اوضاع فنی وابسته است. همچنین چگونگی افکار و رسوم و نظام سیاسی نیز هریک تابع وضع اقتصادی است [١].
و نیز همان کتاب به نقل از لنین (در کتاب مارکس و انگلس) از سرمایه جلد سوم نقل میکند:
شیوه تولید نمودار فعالیت انسان در قبال طبیعت و فرایند فوری تولید زندگانی وی و به دنبال آن نمودار شرایط اجتماعی و مفاهیم فکری ناشی از آن است [٢].
ایضاً در پیشگفتار نقد اقتصاد سیاسی میگوید:
پژوهشهایم این اندیشه را در من پدید آورد که روابط قضایی و شکلهای گوناگون دولت نه میتواند به خودی خود پدید آمده باشد و نه ناشی از به اصطلاح تحول عمومی فکر بشر باشد، بلکه این روابط و این صور گوناگون، از شرایط مادی موجود ریشه میگیرد ... کالبدشناسی جامعه را باید در اقتصاد سیاسی جستجو کرد [٣].
[١]. همان مأخذ، ص ٣٣.[٢]. همان مأخذ، ص ٢٤٨ (ضمیمه سوم).[٣]. همان مأخذ، ص ٣٢ و ٣٣.