مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨١ - ٢ علّیت در تاریخ
سیل بنیانکن قرار گرفته و آگاهی کامل دارد که ساعتی بعد سیل او را تا اعماق دریا فرو خواهد برد و یا فردی که از قلهای بلند پرت شده و آگاهی دارد که به حکم ضرورتِ قانون ثقل لحظاتی بعد قطعه قطعه خواهد شد، در فرو رفتن به دریا و یا سقوط به درّه آزاد است؟ بنا بر نظریه مادیت جبری تاریخی، شرایط اجتماعی مادی، محدودکننده انسان و جهتدهنده به او و سازنده وجدان و شخصیت و اراده و انتخاب اوست و او در مقابل شرایط اجتماعی جز یک ظرف خالی و یک ماده خام محض نیست؛ انسان ساخته شرایط است نه شرایط ساخته انسان؛ شرایط پیشین، مسیر بعدی انسان را تعیین میکند نه انسان مسیر آینده شرایط را. بنابراین آزادی به هیچ وجه معنی و مفهوم پیدا نمیکند.
حقیقت این است که آزادی انسانی جز با نظریه «فطرت» یعنی اینکه انسان در مسیر حرکت جوهری عمومی جهان با بُعدی علاوه به جهان میآید و پایه اوّلی شخصیت او را همان بعد میسازد و سپس تحت تأثیر عوامل محیط تکمیل میشود و پرورش مییابد، قابل تصور نیست. این بعد وجودی است که به انسان شخصیت انسانی میدهد تا آنجا که سوار و حاکم بر تاریخ میشود و مسیر تاریخ را تعیین میکند. ما قبلًا در بحث جامعه تحت عنوان «جبر یا اختیار» درباره این مطلب بحث کردهایم و در آینده تحت عنوان «ابعاد تاریخ»، آنجا که درباره نقش قهرمانان سخن میگوییم، به توضیح بیشتر خواهیم پرداخت.
آزادی انسان به مفهومی که اشاره کردیم نه با قانون علّیت منافات دارد و نه با کلّیت مسائل تاریخی و قانونمندی تاریخ. اینکه انسان در عین اختیار و آزادی و به موجب اندیشمندی و اراده، مسیری معین و مشخص و غیرقابل تخلّف در زندگی اجتماعی داشته باشد، یعنی ضرورت بالاختیار، جز این است که ضرورتی کور و حاکم بر انسان و اراده انسان حکمفرما باشد.
در مسائل قانونمندی و کلّیت داشتن مسائل تاریخی اشکال دیگری هست و آن اینکه از مطالعه حوادث و وقایع تاریخی روشن میشود که مسیر تاریخ را احیاناً یک سلسله حوادث جزئی تصادفی تغییر داده است. البته مقصود از حوادث تصادفی- برخلاف تصور بعضی از افراد ناوارد- حوادث بدون علت نیست، بلکه مقصود حوادثی است که از یک علت عام و کلی ناشی نشده است و از این رو ضابطه کلی ندارد. اگر حوادثی که ضابطه کلی ندارند نقش مؤثر در حرکتهای تاریخی داشته