مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠ - شرایط صحت
میتواند رابط میان امام و مأموم و یا رابط میان مأمومها در نماز جماعت واقع شود، همچنان که میتواند در عبادات از دیگران نیابت کند. و آنچه مسلّم است این است که بلوغ شرط صحت عبادات نیست، اما در معاملات چطور؟ برخی از علما معتقدند که بلوغ در معاملات شرط صحت است و کودک ممیز که خوب و بد را بفهمد، نه میتواند مستقلًا و برای خود و نه به نیابت از غیر، معاملهای را انجام دهد، مثلًا خرید و فروش کند یا اجاره بدهد یا اجرای صیغه نکاح نماید. و برخی دیگر معتقدند که کودک ممیز مستقلًا و برای خود نمیتواند معاملهای را انجام دهد، ولی میتواند از طرف دیگران نیابت و وکالت کند.
اطلاع و آگاهی و همچنین عدم اضطرار از اموری هستند که شرط تکلیف هستند ولی شرط صحت نیستند. علیهذا اگر عملی- اعم از عبادت و معامله- از نظر شرایط دیگر، کامل صورت گیرد ولی عملکننده نمیدانسته است و تصادفاً عملش جامع شرایط از آب درآمده، عملش صحیح است، همچنان که اگر انسان اضطراراً معامله یا ازدواج بکند صحیح است. مثلًا اگر شخصی خانهای دارد که فوقالعاده مورد علاقه اوست و مایل به فروشش نیست، ولی ناگهان یک حادثه برایش پیش میآید که نیاز شدید به پول پیدا میکند و اضطراراً خانه مورد علاقهاش را به فروش میرساند، معاملهاش صحیح است، و یا اگر مرد و یا زنی به هیچ وجه مایل به ازدواج نیست، ولی بیماریای پیدا میکند که پزشک ازدواج را برایش لازم تشخیص میدهد و او به حکم اضطرار ازدواج میکند، ازدواجش صحیح است.
از اینجا معلوم میشود معامله اکراهی و اجباری با معامله اضطراری از نظر صحت متفاوت است: معامله اکراهی و اجباری صحیح نیست، ولی معامله اضطراری صحیح است.
اینجا لازم است توضیح داده شود که چرا معامله اکراهی صحیح نیست و معامله اضطراری صحیح است. ممکن است گفته شود که «مکرَه» و «مضطر» هر دو در اینکه رضایت واقعی ندارند یکساناند. همانطوری که اگر کسی مورد تهدید قرار بگیرد برای فروش خانه یا کارش و او برای «دفع» شرّ آن تهدید بخواهد خانه یا کار خود را بفروشد در اعماق قلبش ناراضی است، کسی هم که شرایط زندگی برای «رفع» یک شرّ (مثلًا هزینه معالجه بیماری) او را مجبور میکند به فروش خانه یا کارش، در اعماق قلبش ناراضی است. اگر کسی فرزندش بیمار است و برای معالجه