مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٤ - تحول و تطور تاریخ
سرمایهداری، دوره سوسیالیزم. از نظر نظام سیاسی: دوره ملوکالطوایفی، دوره استبدادی، دوره اریستوکراسی، دوره دموکراسی. از نظر جنسی: دوره زن سالاری، دوره مرد سالاری، و همچنین از جنبههای دیگر.
چرا این تطور در زندگی سایر جانداران اجتماعی دیده نمیشود؟ راز این تطور و عامل اساسی که موجب میشود انسان از یک دوره اجتماعی به دوره اجتماعی دیگر منتقل شود چیست؟ به عبارت دیگر آنچه در انسان هست که زندگی را به جلو میبرد و در حیوان نیست چیست و این انتقال و این جلو بردن چگونه و تحت چه قوانینی و به اصطلاح با چه مکانیسمی صورت میگیرد؟
البته اینجا معمولًا یک پرسش از طرف فیلسوفان تاریخ مطرح میشود و آن این است که آیا پیشرفت و تکامل واقعیت دارد؟ یعنی واقعاً تغییراتی که در طول تاریخ در زندگی اجتماعی بشر رخ داده، در جهت پیشرفت و تکامل بوده است؟
ملاک و معیار تکامل چیست؟
برخی در اینکه این تغییرات، پیشرفت و تکامل شمرده میشود تردید دارند- و در کتب مربوطه مطرح است [١]- و بعضی حرکت تاریخ را دوری میدانند، مدعی شدهاند که تاریخ از یک نقطه حرکت میکند و پس از طی مراحلی بار دیگر به نقطه اول میرسد و شعار تاریخ این است: از سر.
مثلًا یک نظام قبایلی خشن وسیله مردمی بیابانگرد که شجاعت و اراده دارند تأسیس میشود. این حکومت به طبیعت خود منجر به اشرافیت و اریستوکراسی میگردد. انحصارطلبی در حکومت اشرافیت به انقلاب عامه و حکومت دموکراسی منتهی میشود. هرج و مرج و بیسرپرستی و افراط در آزادی در نظام دموکراسی بار دیگر سبب روی کار آمدن استبداد خشن وسیله یک روحیه قبایلی میگردد.
ما فعلًا وارد این بحث نمیشویم و به وقت دیگر موکول میکنیم. به صورت«اصل موضوع» بنا را بر این میگذاریم که حرکت و سیر تاریخ در مجموع در جهت پیشرفت است.
البته لازم به یادآوری است که همه کسانی که تاریخ را در جهت پیشرفت
[١]. رجوع شود به تاریخ چیست؟ تألیف ای. اچ. کار، ترجمه حسن کامشاد و درسهای تاریخ تألیف ویلدورانت و لذات فلسفه تألیف ویل دورانت، ص ٢٩١- ٣١٢.