مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٢ - ٤ تعالی و انحطاط جوامع
٧٩ از سوره مائده است که یکی از علل دور افتادن کافران بنیاسرائیل از رحمت خدا را باز نداشتن یکدیگر از منکرات یعنی ترک نهی از منکر ذکر کرده است:
کانُوا لا یتَناهَوْنَ عَنْ مُنکرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یفْعَلُونَ.
یکدیگر را از ارتکاب منکرات نهی نمیکردند و چه بد میکردند.
در روایات معتبر اسلامی راجع به نقش مثبت و منفی امر به معروف و نهی از منکر [و ترک آن] بسیار سخن رفته است و مجالی برای نقل آنها نیست.
د. فسق و فجور و فساد اخلاق: در این زمینه نیز آیات بسیاری هست. یک سلسله آیات همانهاست که «ترف» و «مترَف» بودن را علت هلاکت میشمارد [١] و دیگر اکثر آیاتی که در آنها کلمه «ظلم» به میان آمده است. در اصطلاح قرآن ظلم اختصاص ندارد به تجاوز فرد یا گروهی به حقوق فرد یا گروه دیگر، شامل ظلم فرد به نفس خود و شامل ظلم یک قوم به نفس خود نیز میشود. هر فسق و فجور و هر خروج از مسیر درست انسانیت، ظلم است. ظلم در قرآن در حقیقت مفهوم اعمّی دارد که هم شامل ظلم به غیر میگردد و هم شامل فسق و فجور و کارهای ضد اخلاقی. غالباً مورد استعمال این کلمه مصداق دوم است. آیاتی از قرآن که ظلم به معنی اعم را علت هلاک یک قوم شمرده بسیار زیاد است و از حوصله بحث مختصر ما خارج است.
از مجموع این معیارها میتوان نظر قرآن را درباره بنیاد جامعه و بنیاد تاریخ به دست آورد. قرآن برای بسیاری از امور که برخی آنها را به اصطلاح «روبنا» میخوانند، نقش قاطع و تعیینکننده قائل است.
[١]. رجوع شود به سوره هود آیه ١١٦ و انبیاء آیه ١٣ و مؤمنون آیات ٣٣ و ٦٤.