مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - جانشینی علم و ایمان
ماورای علم است- انکار کند. برتراند راسل با آنکه گرایشهای مادی دارد اعتراف میکند که:
کاری که منظور آن فقط درآمد باشد، نتیجه مفیدی بار نخواهد آورد. برای چنین نتیجهای باید کاری پیشه کرد که در آن «ایمان» به یک فرد، به یک مرام، به یک غایت نهفته باشد [١].
امروز ماتریالیستها هم ناچارند مدعی شوند که ما از جنبه فلسفی، ماتریالیست و از جنبه اخلاقی، ایدهآلیست میباشیم؛ یعنی از جنبه نظری، مادی و از جنبه عملی و آرمانی، معنوی هستیم [٢]. اینکه چگونه ممکن است انسان نظراً مادی باشد و عملًا معنوی، مشکلی است که خود مادیین باید بدان پاسخ بگویند.
جورج سارتن، دانشمند مشهور جهانی و نویسنده کتاب معروف تاریخ علم، در کتاب شش بال نارسایی و ناتوانی علم را در انسانی ساختن روابط بشر و نیاز فوری انسان را به نیروی ایمان چنین بیان میکند:
علم در بعضی زمینهها ترقیات عظیم و شگفت کرده است، ولی در زمینههای دیگر، مثلًا سیاست ملی یا بینالمللی که مربوط است به روابط افراد انسان با یکدیگر، هنوز خود را ریشخند میکنیم.
جورج سارتن اعتراف دارد که ایمانی که مورد نیاز انسان است ایمان دینی و مذهبی است. وی درباره نیاز انسان به مثلث «هنر و دین و علم» چنین میگوید:
هنر زیبایی را آشکار میسازد و همین جهت مایه شادی زندگی میشود.
دین محبت میآورد و موسیقی زندگی است. علم با حق و راستی و عقل سر و کار دارد و مایه هوشیاری نوع بشر میشود. به هر سه اینها نیازمندیم؛
[١]. زناشویی و اخلاق.[٢]. ژرژ پولیتسر، اصول مقدماتی فلسفه.