مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - جانشینی علم و ایمان
اما سخن در جای دیگر است. سخن در این است که انسان پیش از آنکه ابزار را به کار اندازد مقصد را در نظر گرفته است. ابزارها همواره در طریق مقصدها استخدام میشوند. مقصدها از کجا پیدا شده است؟ انسان به حکم اینکه از روی طبعْ حیوان است و به صورت اکتسابی انسان، یعنی استعدادهای انسانی انسان تدریجاً در پرتو ایمان باید پرورش یابد، به طبع خود به سوی مقاصد طبیعی حیوانی فردی مادی خودخواهانه خود حرکت میکند و ابزارها را در همین طریق مورد بهرهبرداری قرار میدهد؛ از این رو نیازمند نیرویی است که ابزار انسان و مقصد انسان نباشد، بلکه انسان را مانند ابزاری در جهت خود سوق دهد؛ نیازمند به نیرویی است که انسان را از درون منفجر سازد و استعدادهای نهانی او را به فعلیت برساند؛ نیازمند به قدرتی است که بتواند انقلابی در ضمیرش ایجاد کند، به او جهت تازه بدهد. این کاری است که از علم و کشف قوانین حاکم بر طبیعت و بر انسان، ساخته نیست. اینگونه تأثیر مولود تقدّس یافتن و گرانبها شدن برخی ارزشها در روح آدمی است و آن خود مولود یک سلسله گرایشهای متعالی در انسان است که آن گرایشها به نوبه خود ناشی از برداشتی خاص و طرز تفکری خاص درباره جهان و انسان است که نه در لابراتوارها میتوان به آن دست یافت و نه از محتوای قیاسها و استدلالها. آن برداشتها همانهاست که در آینده توضیح خواهیم داد که از دسترس علم بیرون است.
تاریخ گذشته و حال نشان داده که تفکیک علم و ایمان از یکدیگر چه نتایجی به بار میآورد. آنجا که ایمان بوده و علم نبوده است مساعی بشردوستانه افراد صرف اموری شده که نتیجه زیاد و احیاناً نتیجه خوب بهبار نیاورده است و گاهی منشأ تعصبها و جمودها و احیاناً کشمکشهای زیانبار شده است. تاریخ گذشته بشر پر است از اینگونه امور.
آنجا که علم بوده و جای ایمان خالی مانده است- مانند برخی جوامع عصر حاضر- تمام قدرت علمی صرف خودخواهیها و خودپرستیها، افزونطلبیها، برتریطلبیها، استثمارها، استعبادها، نیرنگها و نیرنگبازیها شده است.
دو سه قرن گذشته را میتوان دوره پرستش علم و گریز از ایمان دانست.
دانشمندان بسیاری معتقد شدند که همه مشکلات بشر با سرانگشت علم گشوده خواهد شد، ولی تجربه خلاف آن را ثابت کرد. امروز دیگر اندیشمندی یافت نمیشود که نیاز انسان را به نوعی ایمان ولو ایمان غیرمذهبی- که به هرحال امری