مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٥ - آگاهیهای انسان
و هم او فرمود:
عَجِبْتُ لِمَنْ ینْشِدُ ضالَّتَهُ کیفَ لاینْشِدُ نَفْسَهُ [١].
در شگفتم از کسی که چیزی از خود را گم میکند و در جستجویش برمیآید، و خود را گم کرده اما جستجو نمیکند.
آگاهان جهان، عیب اساسی که بر فرهنگ و تمدن غربی گرفتهاند این است که این فرهنگ، فرهنگ جهانآگاهی و خودفراموشی است. انسان در این فرهنگ به جهان آگاه میگردد، و هرچه بیشتر به جهان آگاه میگردد بیشتر خویشتن را از یاد میبرد. راز اصلی سقوط انسانیت در غرب همینجاست. انسان آنگاه که خود را، به تعبیر قرآن، ببازد (خسران نفس)، به دست آوردن جهان به چه کارش میآید؟
فکر میکنم کسی که بهتر از همه فرهنگ غرب را از این نظر انتقاد کرده است، مهاتما گاندی رهبر فقید هند است. گاندی میگوید:
غربی به کارهای بزرگی قادر است که ملل دیگر آن را در قدرت خدا میدانند، لیکن غربی از یک چیز عاجز است و آن تأمل در باطن خویش است. تنها این موضوع برای پوچی درخشندگی کاذب تمدن جدید کافی است.
تمدن غربی اگر غربیان را مبتلا به خوردن مشروب و توجه به اعمال جنسی نموده است، به خاطر این است که غربی بهجای «خویشتنجویی» در پی نسیان و هدر ساختن «خویش» است. اغلب کارهای بزرگ و قهرمانی و حتی اعمال نیک غربی، فراموشی (فراموشی خود) و بیهودگی است. قوّه عملی او بر اکتشاف و اختراع و تهیه وسایل جنگی، ناشی از فرار غربی از «خویشتن» است نه قدرت و تسلط استثنایی وی بر خود.
وقتی انسان روح خود را از دست بدهد، فتح دنیا به چه درد او میخورد [٢]؟
گاندی میگوید:
[١]. همان مأخذ، ص ٣٦.[٢]. مقدمه کتاب این است مذهب من.