مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٩ - حق برادر مسلمان
حق برادر مسلمان
عبدالاعلی، پسر أعین، از کوفه عازم مدینه بود. دوستان و پیروان امام صادق علیه السلام در کوفه، فرصت را مغتنم شمرده مسائل زیادی که مورد احتیاج بود نوشتند و به عبدالاعلی دادند که جواب آنها را از امام بگیرد و با خود بیاورد. ضمنا از وی درخواست کردند که یک مطلب خاص را شفاها از امام بپرسد و جواب بگیرد و آن مربوط به موضوع حقوقی بود که یک نفر مسلمان بر سایر مسلمانان پیدا میکند.
عبدالاعلی وارد مدینه شد و به محضر امام رفت. سؤالات کتبی را تسلیم کرد و سؤال شفاهی را نیز مطرح نمود، اما برخلاف انتظار او امام به همه سؤالات جواب داد مگر درباره حقوق مسلمان بر مسلمان. عبدالاعلی آن روز چیزی نگفت و بیرون رفت. امام در روزهای دیگر هم یک کلمه درباره این موضوع نگفت.
عبدالاعلی عازم خروج از مدینه شد و برای خداحافظی به محضر امام رفت.
فکر کرد مجددا سؤال خود را طرح کند؛ عرض کرد: «یا بن رسول اللَّه! سؤال آن روز من بیجواب ماند.».
- من عمدا جواب ندادم.
- چرا؟.
- زیرا میترسم حقیقت را بگویم و شما عمل نکنید و از دین خدا خارج گردید.