مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - قیام مختار و اعتقاد به مهدویت
بَیناتُهُ ... یحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَیناتِهِ، حَتّی یودِعوها نُظَراءَ هُم وَ یزْرَعوها فی قُلوبِ اشْباهِهِمْ [١]. فرمود: بله، در عین حال هیچ وقت زمین از حجت خدا خالی نمیماند، یا حجت ظاهر آشکار و یا حجتی که از چشمها پنهان و غایب است.
قیام مختار و اعتقاد به مهدویت
اولین باری که میبینیم اثر اعتقاد مهدویت در تاریخ اسلام ظهور میکند، در جریان انتقام مختار از قتله امام حسین علیه السلام است. جای تردید نیست که مختار مرد بسیار سیاستمداری بوده و روشش هم بیش از آنکه روش یک مرد دینی و مذهبی باشد روش یک مرد سیاسی بوده است. البته نمیخواهم بگویم مختار آدم بدی بوده یا آدم خوبی بوده است، کار به آن جهت ندارم. مختار میدانست که ولو اینکه موضوع، موضوع انتقام گرفتن از قتله سیدالشهداء است و این زمینه، زمینه بسیار عالیای است، اما مردم تحت رهبری او حاضر به این کار نیستند. شاید (بنا بر روایتی) با حضرت امام زین العابدین هم تماس گرفت و ایشان قبول نکردند. مسأله مهدی موعود را که پیغمبر اکرم خبر داده بود مطرح کرد به نام محمد بن حنفیه پسر امیرالمؤمنین و برادر سیدالشهداء، چون اسمش محمد بود، زیرا در روایات نبوی آمده است:«اسْمُهُ اسْمی» نام او نام من است. گفت: ایها الناس! من نایب مهدی زمانم، آن مهدیای که پیغمبر خبر داده است [٢]. مختار مدتی به نام نیابت از مهدی زمان، بازی سیاسی خودش را انجام داد. حال آیا محمد بن حنفیه واقعاً خودش هم قبول میکرد که من مهدی موعود هستم؟ بعضی میگویند قبول میکرد برای اینکه بتوانند انتقام را بکشند، ولی این البته ثابت نیست. در اینکه مختار محمد بن حنفیه را به عنوان مهدی موعود معرفی میکرد شکی نیست، و بعدها از همین جا مذهب «کیسانیه» پدید آمد. محمد بن حنفیه هم که مُرد گفتند مهدی موعود که نمیمیرد مگر اینکه زمین را پر از عدل و داد کند، پس محمد بن حنفیه نمرده است، در کوه رَضوی غایب شده است.
[١]. نهج البلاغه، حکمت ١٤٧.[٢]. این را هم توجه داشته باشید: از صدر اسلام، زمان ظهور مهدی علیه السلام هیچ وقت مشخص نشده است.
البته یک خواصی میدانستند پسرِ فلان کس پسر فلان کس، ولی در روایاتی که پیغمبر همین قدر فرمود:
«مهدی از اولاد من حتما باید ظهور کند» چیزی که تاریخ آن را نیز مشخص نماید وجود نداشت.