مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - اوضاع سیاسی در عهد امام صادق علیه السلام
مقصد.
اما سایر امور که مربوط به توسعه و تضییق و بود و نبود وسایل زندگی است یک امر ثابت و تغییرناپذیری نیست. ممکن است در زمانی تکلیف جوری اقتضا کند و در زمانی دیگر جور دیگر، همان طوری که رسول خدا و علی مرتضی علیهما السلام طوری زندگی کردند و سایر ائمه علیهم السلامطور دیگر.
قیام یا سکوت؟
مثال دیگر که مثال زدم مسأله قیام و سکوت بود. این مسأله هم بسیار قابل بحث است، فرصت نخواهد بود که در این جلسه بهطور کامل در اطراف این مطلب بحث کنم. برای نمونه سیدالشهداء سلام اللَّه علیه را از یک طرف، و امام صادق علیه السلام را از طرف دیگر ذکر میکنم.
امام حسین علیه السلام بدون پروا، با آنکه قرائن و نشانهها حتی گفتههای خود آن حضرت حکایت میکرد که شهید خواهد شد، قیام کرد. ولی امام صادق علیه السلام با آنکه به سراغش رفتند اعتنا ننمود و قیام نکرد، ترجیح داد که در خانه بنشیند و به کار تعلیم و تدریس و ارشاد بپردازد.
به ظاهر، تعارض و تناقضی به نظر میرسد که اگر در مقابل ظلم باید قیام کرد و از هیچ خطر پروا نکرد پس چرا امام صادق علیه السلام قیام نکرد بلکه در زندگی مطلقا راه تقیه پیش گرفت، و اگر باید تقیه کرد و وظیفه امام این است که به تعلیم و ارشاد و هدایت مردم بپردازد پس چرا امام حسین علیه السلام این کار را نکرد؟ در اینجا لازم است اشارهای به اوضاع سیاسی زمان حضرت صادق علیه السلام بکنم و بعد به جواب این سؤال بپردازم.
اوضاع سیاسی در عهد امام صادق علیه السلام
در زمان امام صادق خلافت از دودمان اموی به دودمان عباسی منتقل شد.
عباسیان از بنی هاشماند و عموزادگان علویین به شمار میروند. در آخر عهد امویین که کار مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموی، به عللی سست شد، گروهی از عباسیین و علویین دست به کار تبلیغ و دعوت شدند.
علویین دو دسته بودند: بنی الحسن که اولاد امام مجتبی بودند، و بنی الحسین که اولاد سیدالشهداء علیهما السلام بودند. غالب بنی الحسین که در رأسشان حضرت صادق علیه السلام