مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - سخنی درباره امام حسن عسکری علیه السلام
امامتشان فقط شش سال طول کشید. به نصّ تواریخ، تمام این مدت شش سال یا در حبس بودند یا اگر هم آزاد بودند ممنوع المعاشرة و ممنوع الملاقات بودند. از نظر معاشرت آزادی نداشتند، اگر هم احیانا رفت وآمدهایی میشد یا گاهی حضرت را میخواستند، تحت نظر بودند، وضع عجیبی بود.
میدانید که هر یک از ائمه گویی یک خصلت خاص بیشتر در او ظهور داشته است که خواجه نصیر در آن دوازده بند خودش هر یک از ائمه را با یک صفتی توصیف میکند که بیشتر در او ظهور داشته است. وجود مقدس امام عسکری علیه السلام به جلالت و هیبت و رُواء [١] به اصطلاح، ممتاز بودند یعنی اساساً عظمت و هیبت و جلالت در قیافه ایشان به نحوی بود که هرکس که ایشان را ملاقات میکرد تحت تأثیر آن سیما قرار میگرفت قبل از اینکه سخن بگویند و او از علم ایشان چیزی بفهمد. وقتی که سخن میگفتند و دریای موّاجی شروع میکرد به سخن گفتن، دیگر تکلیفش روشن است. در بسیاری از حکایات و روایات این قضیه کاملًا مشخص و محرز است. حتی دشمنان با اینکه ایشان را سخت تحت تعقیب داشتند و گاهی به زندان میبردند وقتی که با حضرت روبرو میشدند وضع عجیبی داشتند، نمیتوانستند در مقابل ایشان خضوع نکنند، که در این زمینه داستانی را محدّث قمی در کتاب الانوار البهیه از احمدبن عبیداللَّه بن خاقان، پسر وزیر المعتمد علی اللَّه، و او از پدرش نقل میکند در حالی که خودش هم حضور داشته است. داستان فوق العاده عجیبی است که وقت گفتنش را عجالتاً ندارم.
علت عمده این که اینقدر امام شدید تحت نظر بود این بود که این مطلب شایع بود و میدانستند که مهدی امت از صُلب این وجود مقدس ظهور میکند. همان کاری که فرعون با بنی اسرائیل میکرد که چون شنیده بود کسی از بنی اسرائیل متولد میشود که زوال مُلک فرعون و فرعونیها به دست او خواهد بود پسرهای بنی اسرائیل را میکشت و فقط دخترها را زنده نگه میداشت و زنهایی را مأمور کرده بود بروند در خانههای بنی اسرائیل و ببینند کدام زن حامله است و هر زنی را که حامله بود تحت نظر بگیرند، عین این کار را دستگاه خلافت با امام عسکری علیه السلام انجام میداد. چه خوب میگوید مولوی:
[١]. [به معنی حُسن منظر]