مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - بیان علی علیه السلام
زیادی ندارم؛ من از یک جنبه دیگری میخواهم مسأله موعود اسلام را بحث بکنم و آن اینکه: این مسأله روی تاریخ اسلام چه اثری گذاشته است؟ وقتی که ما تاریخ اسلام را مطالعه میکنیم، میبینیم گذشته از روایاتی که در این زمینه از پیغمبر اکرم یا امیرالمؤمنین وارد شده است اساساً از همان نیمه دوم قرن اول اخبار مربوط به مهدی موعود منشأ حوادثی در تاریخ اسلام شده است. چون چنین نویدی و چنین گفتهای در کلمات پیغمبر اکرم بوده است احیانا از آن سوء استفادههایی شده است، و این خود دلیل بر این است که چنین خبری در میان مسلمین از زبان پیغمبرشان پخش و منتشر بوده است و اگر نبود، آن سوء استفادهها نمیشد.
بیان علی علیه السلام
قبل از اینکه اولین حادثه تاریخی در این زمینه را عرض کنم، جملههایی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام را- که در نهج البلاغه است و من از مرحوم آیة اللَّه العظمی بروجردی شنیدم که این جملهها متواتر است یعنی تنها در نهج البلاغه نیست و سندهای متواتر دارد- نقل میکنم.
امیرالمؤمنین در آن مصاحبهای که با کمیل بن زیاد نخعی کرده است [مطالبی در این باب بیان نموده است] که کمیل میگوید شبی بود، علی علیه السلام دست مرا گرفت (ظاهراً در کوفه بوده است)، مرا با خودش برد به صحرا، «فَلَمّا اصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَداءَ» به صحرا که رسیدیم یک نفس خیلی عمیقی، یک آهی از آن بُن دل برکشید و آنگاه درد دلهایش را شروع کرد؛ آن تقسیم بندی معروف:«النّاسُ ثَلاثَةٌ» [١] مردم سه دسته هستند:
عالم ربّانی، متعلّمین و مردمان هَمَجٌ رَعاع، و بعد شکایت از اینکه کمیل! من آدم لایق پیدا نمیکنم که آنچه را میدانم به او بگویم. یک افرادی آدمهای خوبی هستند ولی احمقند، یک عدهای افراد زیرکی هستند ولی دیانت ندارند و دین را وسیله دنیاداری قرار میدهند. مردم را تقسیم بندی کرد و همه شکایت از تنهایی خود: کمیل! من احساس تنهایی میکنم، من تنهایم، ندارم آدم قابل و لایق که اسراری را که در دل دارم به او بگویم. در آخر یکمرتبه میگوید: بله، البته زمین هیچ گاه خالی نمیماند: اللّهُمَّ بَلی! لا تَخْلُو الْارْضُ مِنْ قائِمٍ للَّهِ بِحُجَّةٍ، امّا ظاهِراً مَشْهوراً، وَ امّا خائِفاً مَغْموراً، لِئَلّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ
[١]. النّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّانِی، وَ مُتَعَلِّمٌ عَلی سَبیلِ نَجاةٍ، وَ هَمَجٌ رَعاعٌ.