مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - هشام بن الحکم
هشام بن الحکم
شاگرد دیگر امام هشام بن الحکم است. هشام بن الحکم یک اعجوبه است و بر تمام متکلمین زمان خودش برتری داشته و بر همه آنها پیروز بوده است. (من اینها را به شهادت کتب اهل تسنن عرض میکنم). ابوالهذیل علّاف یک متکلم ایرانی فوق العاده قویی است. شبلی نعمان در تاریخ علم کلام مینویسد احدی نمیتوانست با ابوالهذیل مباحثه کند و او از تنها کسی که میترسید هشام بن الحکم بود. نَظّام که او را از نوابغ روزگار شمردهاند و نظریاتی داشته که امروز با نظریات جدید منطبق است (مثلًا در باب رنگ و بو معتقد است که رنگ و بو از جسم مستقل است، یعنی رنگ و بو آنطور که خیال میکردند عرضی است برای جسم، عرضی برای جسم نیست؛ مخصوصاً در باب بو معتقد است که بو یک چیزی است که در فضا پخش میشود) شاگرد هشام بوده (و نوشتهاند که این رأی را از هشام بن الحکم گرفت) و هشام بن الحکم خودش شاگردی از شاگردان امام صادق است.
حال، شما از مجموع اینها ببینید چه زمینهای از نظر فرهنگی برای امام صادق فراهم بود و امام استفاده کرد، زمینهای که نه قبلش برای هیچ امامی فراهم بود و نه بعدش به آن اندازه فراهم شد. به مقدار کمی برای حضرت رضا فراهم بود. برای حضرت موسی بن جعفر که دوباره وضع خیلی بد شد و مسأله زندان و غیره پیش آمد.
ائمه دیگر نیز همه به همان جوانی جوانمرگ میشدند؛ مسموم میشدند و از دنیا میرفتند. نمیگذاشتند اینها زنده بمانند والّا وضع محیط به گونهای بود که تا حدی مساعد بود. ولی برای امام صادق هر دو جهت حاصل شد، هم عمر حضرت طولانی شد (در حدود هفتاد سال) و هم محیط و زمان مساعد بود.
حال آیا این امر چقدر ثابت میکند تفاوت زمان امام صادق را با زمان سیدالشهداء؟ یعنی چه زمینههایی برای امام صادق فراهم بود که برای سیدالشهداء فراهم نبود؟ سیدالشهداء یا باید تا آخر عمر در خانه بنشیند آب و نانی بخورد و برای خدا عبادت کند و درواقع زندانی باشد، و یا کشته شود؛ ولی برای امام صادق اینجور نبود که یا باید کشته شود و یا در حال انزوا باشد، بلکه اینطور بود که یا باید کشته شود و یا از شرایط مساعد محیط حداکثر بهره برداری را بکند. ما این مطلب را که ائمه بعد آمدند و ارزش قیام امام حسین را ثابت و روشن کردند درک نمیکنیم. اگر امام صادق نبود امام حسین نبود (همچنانکه اگر امام حسین نبود امام صادق نبود) یعنی اگر امام