مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤ - ١ احضار امام از مدینه به مرو
اشخاص که وقتی [دچار سختی میشوند تصمیمی مبنی بر بازگشت به حق میگیرند اما وقتی رهایی مییابند تصمیم خود را فراموش میکنند:] فَاذا رَکبوا فِی الْفُلْک دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ فَلَمّا نَجّیهُمْ الَی الْبَرِّ اذا هُمْ یشْرِکونَ [١]. قرآن نقل میکند که افرادی وقتی در چهار موجه دریا گرفتار میشوند خیلی خالص و مخلص میشوند، ولی هنگامی که بیرون آمدند تدریجاً فراموش میکنند. مأمون هم در آن چهار موجه گرفتار شده بود، این نذر را کرد، اول هم تصمیم گرفت به نذرش عمل کند ولی کم کم یادش رفت و درست از آن طرف برگشت.
بهتر این است که ما مسأله را از وجهه حضرت رضا بررسی کنیم. اگر از این وجهه بررسی کنیم، مخصوصاً اگر مسلّمات تاریخ را درنظر بگیریم، به نظر من بسیاری از مسائل مربوط به مأمون هم حل میشود.
مسلّمات تاریخ
١. احضار امام از مدینه به مرو
یکی از مسلّمات تاریخ این است که آوردن حضرت رضا از مدینه به مرو، با مشورت امام و با جلب نظر قبلی امام نبوده است. یک نفر ننوشته که قبلًا در مدینه مکاتبه یا مذاکرهای با امام شده بود که شما را برای چه موضوعی میخواهیم و بعد هم امام به خاطر همان دعوتی که از او شده بود و برای همین موضوع معین حرکت کرد و آمد. مأمون امام را احضار کرد بدون اینکه اصلًا موضوع روشن باشد. در مرو برای اولین بار موضوع را با امام در میان گذاشت. نه تنها امام را، عده زیادی از آل ابی طالب را دستور داد از مدینه، تحت نظر و بدون اختیار خودشان حرکت دادند [و به مرو] آوردند. حتی مسیری که برای حضرت رضا انتخاب کرد یک مسیر مشخصی بود که حضرت از مراکز شیعه نشین عبور نکند، زیرا از خودشان میترسیدند. دستور داد که حضرت را از طریق کوفه نیاورند، از طریق بصره و خوزستان و فارس بیاورند به نیشابور. خطسیر را مشخص کرده بود. کسانی هم که مأمور این کار بودند از افرادی بودند که فوق العاده با حضرت رضا کینه و عداوت داشتند، و عجیب این است که آن سرداری که مأمور این کار شد به نام «جَلودی» یا «جُلودی» (ظاهراً عرب هم هست)
[١]. عنکبوت/ ٦٥.