مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩ - عکس العمل امام و عبد اللَّه محض
دیگر جواب هم نداد.
فرستاده ابوسلمه از آنجا برخاست و رفت نزد عبد اللَّه محض، نامه را به او داد و او بسیار خوشحال و مبتهج و مسرور شد. آنطور که مسعودی نوشته است، صبح زود که شد عبد اللَّه الاغش را سوار شد و آمد به خانه حضرت صادق. حضرت صادق هم خیلی احترامش کرد (او از بنی اعمام امام بود). حضرت میدانست قضیه از چه قرار است؛ فرمود گویا خبر تازهای است. گفت: بله، تازهای که به وصف نمیگنجد (نَعَمْ، هُوَ اجَلُّ مِنْ انْ یوصَفَ). این نامه ابوسلمه است که برای من آمده؛ نوشته است همه شیعیان ما در خراسان آماده هستند برای اینکه امر خلافت و ولایت به ما برگردد، و از من خواسته است که این امر را از او بپذیرم. مسعودی [١] مینویسد که امام صادق به او گفت:
وَ مَتی کانَ اهْلُ خُراسانَ شیعةً لَک؟ کی اهل خراسان شیعه تو شدهاند که میگویی شیعیان ما نوشتهاند؟! انْتَ بَعَثْتَ ابا مُسْلِمٍ الی خُراسانَ؟! آیا ابومسلم را تو فرستادی به خراسان؟! تو به مردم خراسان گفتی که لباس سیاه بپوشند و شعار خودشان را لباس سیاه قرار دهند [٢]؟! آیا اینها که از خراسان آمدهاند [٣]، تو اینها را به اینجا آوردهای؟! اصلًا یک نفر از اینها را تو میشناسی؟! عبد اللَّه از این سخنان ناراحت شد. (انسان وقتی چیزی را خیلی بخواهد، بعد هم مژدهاش را به او بدهند، دیگر نمیتواند در اطراف قضیه زیاد فکر کند.) شروع کرد به مباحثه کردن با حضرت صادق. به حضرت گفت: تو چه میگویی؟! «انَّما یریدُ الْقَوْمُ ابْنی مُحَمَّداً لِانَّهُ مَهْدِی هذِهِ الْامَّةِ» اینها میخواهند پسرم محمد را به خلافت برگزینند و او مهدی امت است (که این هم داستانی دارد که برایتان عرض میکنم). فرمود: به خدا قسم که مهدی امت او نیست و اگر پسرت محمد قیام کند قطعاً کشته خواهد شد. عبد اللَّه بیشتر ناراحت شد و در آخر به عنوان جسارت گفت: تو روی حسادت این حرفها را میزنی. حضرت فرمود: به خدا قسم که من جز خیرخواهی
[١]. مسعودی یک مورخ است و در اینکه شیعه باشد یا سنی، به مفهومی که ما امروز میگوییم شیعه، قطعاً سنی است، چون ما ملاک تشیع و تسنن را قدر مسلّم این میدانیم که در مسأله خلافت، ابوبکر و غیره غاصب هستند، در حالی که او یک احترام فوق العادهای برای خلفا قائل است، ولی در عین حال نسبت به ائمه هم خیلی احترام قائل است. یک کتابی نیز به او نسبت میدهند به نام «اثبات الوصیة». ظاهر این است که سنی است ولی به هر حال مسعودی از مورخین درجه اول اسلام است.[٢]. مسأله لباس سیاه، آنطور که نوشتهاند، به همان عزای یحیی بن زید مرسوم بود.[٣]. در آن هنگام عده زیادی از خراسانیها به عراق آمده بودند، و همانها بودند که به بنی العباس کمک دادند که با عدهای از اعراب قیام کردند.