مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - برخورد امام صادق با جریانهای فکری مختلف
حسابی بود- آزادی داشتند. حتی در حرمین، یعنی مکه و مدینه، و حتی در خود مسجد الحرام و در خود مسجد النبی مینشستند و حرفهایشان را میزدند، البته به عنوان اینکه بالاخره فکری است، شبههای است برای ما پیدا شده و باید بگوییم [١] زنادقه، طبقه متجدد و تحصیل کرده آن عصر بودند، طبقهای بودند که با زبانهای زنده آن روز دنیا آشنا بودند، زبان سُریانی را که در آن زمان بیشتر زبان علمی بود میدانستند، بسیاری از آنها زبان یونانی میدانستند، بسیاریشان ایرانی بودند و زبان فارسی میدانستند، بعضی زبان هندی میدانستند و زندقه را از هند آورده بودند، که این هم یک بحثی است که اصلًا ریشه زندقه در دنیای اسلام از کجا پیدا شد؟ و بیشتر معتقدند که ریشه زندقه از مانویهاست.
جریان دیگری که مربوط به این زمان است (همه، جریانهای افراط و تفریطی است) جریان خشکه مقدسی متصوفه است. متصوفه هم در زمان امام صادق طلوع کردند، یعنی ما طلوع متصوفه را به طوری که اینها یک طبقهای را به وجود آوردند و طرفداران زیادی پیدا کردند و در کمال آزادی حرفهای خودشان را میگفتند در زمان امام صادق میبینیم. اینها باز از آن طرفِ خشکه مقدسی افتاده بودند. اینها به عنوان نحلهای در مقابل اسلام سخن نمیگفتند، بلکه اصلًا میگفتند حقیقت اسلام آن است که ما میگوییم. اینها یک روش خشکه مقدسی عجیبی پیشنهاد میکردند و میگفتند اسلام نیز همین را میگوید و همین، یک زاهدمآبی غیرقابل تحملی!.
خوارج و مُرجئه نیز هر یک نحلهای بودند.
برخورد امام صادق با جریانهای فکری مختلف
ما میبینیم که امام صادق با همه اینها مواجه است و با همه اینها برخورد کرده است.
از نظر قرائت و تفسیر، یک عده شاگردان امام هستند، و امام با دیگران درباره قرائت آیات قرآن و تفسیرهای قرآن مباحثه کرده، داد کشیده، فریاد کشیده که آنها چرا
[١]. در این زمینه «ابن ابی العوجاء» تعبیر شیرین و لطیفی دارد. روزی آمد نزد امام صادق و گفت: یا ابن رسول اللَّه تو رئیس این امر هستی، تو چنینی تو چنانی، جد توست که این دین را آورده، چنین کرده چنان کرده، اما خوب، معذرت میخواهم، آدمی وقتی سرفهاش میگیرد باید سرفه کند، اخلاط که راه گلویش را میگیرد باید سرفه کند، شبهه هم وقتی در ذهن انسان پیدا میشود باید بگوید؛ من باید آن سرفه فکری خودم را بکنم، اجازه بدهید حرفهایم را بزنم. فرمود: بگو.