مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٤ - گوش به دعای مادر
گوش به دعای مادر
در آن شب، همهاش به کلمات مادرش- که در گوشهای از اتاق رو به طرف قبله کرده بود- گوش میداد. رکوع و سجود و قیام و قعود مادر را در آن شب، که شب جمعه بود، تحت نظر داشت. با اینکه هنوز کودک بود، مراقب بود ببیند مادرش که اینهمه درباره مردان و زنان مسلمان دعای خیر میکند و یک یک را نام میبرد و از خدای بزرگ برای هر یک از آنها سعادت و رحمت و خیر و برکت میخواهد، برای شخص خود از خداوند چه چیزی مسألت میکند؟.
امام حسن آن شب را تا صبح نخوابیده و مراقب کار مادرش صدّیقه مرضیه علیهاالسلام بود و همهاش منتظر بود که ببیند مادرش درباره خود چگونه دعا میکند و از خداوند برای خود چه خیر و سعادتی میخواهد؟.
شب صبح شد و به عبادت و دعا درباره دیگران گذشت و امام حسن حتی یک کلمه نشنید که مادرش برای خود دعا کند. صبح به مادر گفت: «مادرجان! چرا من هرچه گوش کردم تو درباره دیگران دعای خیر کردی و درباره خودت یک کلمه دعا نکردی؟»