مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - نیرنگ منصور، خلیفه عباسی
محض است، هم از پدر نسب [به علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام] میبرد و هم از مادر.
عبد اللَّه محض پسرانی دارد یکی به نام محمد و یکی به نام ابراهیم. زمان اینها مقارن است با اواخر دوره اموی یعنی در حدود سنه ١٣٠ هجری. محمدبن عبد اللَّه محض بسیار مرد شریفی است که به نام «نفس زکیه» معروف است. در آخر عهد اموی سادات حسنی قیام کردند (جریان مفصلی دارد)، حتی عباسیها هم با محمدبن عبد اللَّه محض بیعت کردند. حضرت صادق علیه السلام را نیز در جلسهای دعوت کردند و به ایشان گفتند ما میخواهیم قیام کنیم و همه میخواهیم با محمدبن عبد اللَّه بن محض بیعت کنیم، شما هم که سید حسینیین هستید بیعت کنید. امام فرمود: هدف شما از این کار چیست؟ اگر محمد میخواهد به عنوان امر به معروف و نهی از منکر قیام کند، من با او همراهی میکنم و تأییدش مینمایم، اما اگر میخواهد به این عنوان که او مهدی این امت است قیام کند اشتباه میکند، مهدی این امت او نیست، کس دیگر است و من هرگز تأیید نمیکنم. شاید تا حدودی مطلب برای خود محمدبن عبد اللَّه محض هم اشتباه شده بود، زیرا هم اسم پیغمبر بود، یک خالی هم در شانهاش داشت [١]، مردم میگفتند نکند این خال هم علامت این باشد که او مهدی امت است. بسیاری از کسانی که با وی بیعت کردند، به عنوان مهدی امت بیعت کردند. معلوم میشود که مسأله مهدی امت آنقدر در میان مسلمین قطعی بوده است که هرکس که قیام میکرد و اندکی صالح بود افرادی میگفتند «این همان مهدیای است که پیغمبر گفته است.» اگر پیغمبر نمیگفت اینطور نمیشد.
نیرنگ منصور، خلیفه عباسی
حتی ما میبینیم یکی از خلفای عباسی اسمش مهدی است؛ پسر منصور، سومین خلیفه عباسی. اولین خلیفهشان سفّاح است، دوم منصور و سوم پسر منصور، مهدی عباسی. مورخین و از جمله «دارمستر» نوشتهاند که منصور مخصوصا اسم پسرش را «مهدی» گذاشت برای اینکه میخواست استفاده سیاسی کند، بلکه بتواند یک عده مردم را فریب بدهد، بگوید آن مهدیای که شما در انتظار او هستید پسر من است، و لهذا مقاتل الطالبیین و دیگران نوشتهاند که گاهی با خصّیصین خودش که روبرو میشد
[١]. پیغمبر اکرم خالی در شانهشان داشتند که آن را «مُهر نبوّت» مینامیدند.