مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٦ - اذان نیمه شب
اذان نیمه شب
در دوره خلافت امویان، تنها نژادی که بر سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز حکومت میکرد و قدرت را در دست داشت نژاد عرب بود. اما در زمان خلفای عباسی، ایرانیان تدریجاً قدرتها را قبضه کردند و پستها و منصبها را دراختیار خود گرفتند.
خلفای عباسی با آنکه خودشان عرب بودند از مردم عرب دل خوشی نداشتند.
سیاست آنها بر این بود که اعراب را کنار بزنند و ایرانیان را به قدرت برسانند. حتی از اشاعه زبان عربی در بعضی از بلاد ایران جلوگیری میکردند. این سیاست تا زمان مأمون ادامه داشت [١]
[١]. یکی از مصائبی که سیاستگران اموی و عباسی و سایر حکمرانان کشورهای اسلامی برای جهان اسلام به وجود آوردند، دامن زدن به آتش تعصبات قومی و نژادی بود.
چنانکه میدانیم، اسلام با این تعصبات به مبارزه برخاست و بر آنها فائق گشت. اسلام بهطور اعجازآمیزی اقوام و ملل و نژادهای مختلف از عرب و ایرانی و ترک و رومی و هندی و غیره را زیر پرچم یک فکر و عقیده درآورد. اسلام با اجرای اصل «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عنداللَّه اتقیکم» به عالیترین و شریفترین آرزوی بشر جامه عمل پوشید.
اما سیاستگران اموی و عباسی و همچنین امرا و حکمرانان جاه طلب دیگر که در گوشه و کنار قد برافراشتند از نو این آتش را شعلهور کردند و «شعوبیگری» را رایج ساختند.
جالب توجه این است که خود آن سیاستگران و افراد ذی نفع در این جریانها، که سلسله جنبان این گونه احساسات احمقانه هستند، هیچ گونه علاقه و تعصبی ندارند و در دل خود به کوته فکرانی که به دام آنها میافتند میخندند.
در تاریخ اسلام دو جریان تاریک و روشن، زشت و زیبا، در کنار یکدیگر به چشم میخورد. یکی تعصبات تیره و تاریک شعوبیگری و نژادپرستی که دستگاههای سیاسی و مراکز وابسته به آنها آتشش را شعلهور میکردند. دیگر احساسات برادرانه و صمیمانه میان اقوام و ملل گوناگون و رنگها و نژادها و زبانهای مختلف که در محیطهای علمی و فرهنگی و حوزههای درسی و همچنین در محیطهای دینی از مساجد و معابد و مشاهد و محیطهای عادی عمومی زندگی مردم مسلمان حکمفرما بود.
با همه نیرنگهایی که دستگاههای سیاسی به منظور ایجاد تفرقه و تشتت به کار میبردند روحانیت و معنویت اسلام بر همه آنها غلبه داشت؛ سفید و سیاه، عرب و ایرانی و ترک و هندی، بدون احساس بیگانگی، در حوزههای علمی و صفوف نمازها و لشکرکشیهای مذهبی و مجامع دیگر کنار هم قرار میگرفتند و به چشم برادر به هم مینگریستند.
در دو سه قرن اخیر استعمارگران غربی با نقشههای وسیع و صرف پولهای هنگفت برنامه آتش افروزی تعصبات نژادی و ملی را در ممالک اسلامی به مرحله اجرا گذاشتهاند و متأسفانه تا حد زیادی در کار خود توفیق یافتهاند. آنها ملل اسلامی را به موهوماتی در این زمینه سرگرم کرده و خود با خیالی آسوده به چپاول و غارت سرمایههای مادی و معنوی آنها پرداختهاند. چه کتابها که به دست افرادی خام یا خائن به همین منظور تألیف شده و میشود و چه پستها و مقامات که به پاداش این خدمت به افرادی داده شده است.
امروز بر هر مسلمانی واجب است که چشم باز کند و به سهم خود بکوشد تا دیوارهای تفرقه را که با سوء نیت به دست سیاستگران قدیم و جدید ساخته شده است، به هر شکل و صورت، خراب و نابود کند و هرگز گرد این گونه خیالات و اوهام نگردد. بداند که هیچ قومیت و ملیتی نه سبب شرافت و افتخار است و نه موجب ننگ و عار.