مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤ - استفاده بنی العباس از نارضایی مردم
دارد.] البته مردم از اینها ناراضی بودند ولی آن چیزی که مردم برای نجات خودشان فکر کرده بودند پناه بردن از بنی امیه به اسلام بود نه چیز دیگر. تمام شعارهاشان شعار اسلامی بود. در آن خراسان عظیم و وسیع، قدرتی نبود که بخواهد مردمی را که علیه دستگاه خلافت قیام کردهاند مجبور کرده باشد که شعارهایی که انتخاب میکنند شعارهای اسلامی باشد نه ایرانی. در آن وقت برای مردم خراسان مثل آب خوردن بود اگر میخواستند از زیر بار خلافت و از زیر بار اسلام هر دو، شانه خالی کنند، ولی این کار را نکردند، با دستگاه خلافت مبارزه کردند به نام اسلام و برای اسلام؛ و لهذا در اولین روزی که در سال ١٢٩ درمرو در دهی به نام «سفیدنج» قیام خودشان را ظاهر کردند- که روز عید فطری را برای این کار انتخاب کردند و بعد از نماز عیدفطر اعلام قیام نمودند- شعاری که بر روی پرچم خود نوشته بودند همان اولین آیه قرآن راجع به جهاد بود: اذِنَ لِلَّذینَ یقاتَلونَ بِانَّهُمْ ظُلِموا وَ انَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ [١]. چه آیه خوبی! مسلمین تا در مکه بودند تحت اجحاف و ظلم قریش بودند و اجازه جهاد هم نداشتند تا بالأخره در مدینه اجازه جهاد داده شد به عنوان اینکه مردمی که مظلوم هستند به آنها اجازه داده شد که از حق خودشان دفاع کنند. اصلًا جهاد اسلام با این آیه- که در سوره حج است- شروع شده. و آیه دیگری که شعار خودشان قرار داده بودند آیه «یا ایهَا النّاسُ انّا خَلَقْناکمْ مِنْ ذَکرٍ وَ انْثی وَ جَعَلْناکمْ شُعوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوا انَّ اکرَمَکمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقیکمْ» [٢] بود، کنایه از اینکه امویها برخلاف دستور اسلام عربیت را تأیید میکنند و امتیاز عرب بر عجم قائل میشوند و این برخلاف اصل مسلّم اسلام است. درواقع عرب را به اسلام دعوت میکردند.
حدیثی هست- و آن را در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران نقل کردهام- که پیغمبر اکرم یا یکی از اصحاب در جلسهای نقل کرد که من خواب دیدم که گوسفندانی سفید داخل گوسفندانی سیاه شدند و اینها با یکدیگر آمیزش کردند و از اینها فرزندانی به وجود آمد. بعد پیغمبر اکرم اینطور تعبیر فرمود که عجم با شما در اسلام شرکت خواهد کرد و با شما ازدواج خواهد نمود، مردهای شما با زنهای آنها و زنهای آنها با مردان شما. (غرضم این جمله است) من میبینم آن روزی را که عجم با شما بجنگد
[١]. حج/ ٣٩.[٢]. حجرات/ ١٣.