مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣١ - اولین شعار
این قبیله است. شما هیچ فکر نمیکنید که اگر مردی از آنها را بکشید، دیگر نخواهید توانست به سلامت از میان آنها عبور کنید؟!».
ابوذر از دست قریش نجات یافت، اما هنوز کاملا دلش آرام نگرفته بود. با خود گفت یک بار دیگر این عمل را تکرار میکنم، بگذار این مردم این چیزی را که دوست ندارند به گوششان بخورد بشنوند تا کم کم به آن عادت کنند. روز بعد آمد و همان شعار روز پیش را تکرار کرد. باز قریش به سرش ریختند و با وساطت عباس بن عبد المطلب نجات یافت.
ابوذر پس از این جریان طبق دستور رسول اکرم به میان قوم خویش رفت و به تعلیم و تبلیغ و ارشاد آنان پرداخت. همینکه رسول اکرم از مکه به مدینه مهاجرت کرد، ابوذر نیز به مدینه آمد و تا نزدیکیهای آخر عمر خود در مدینه به سر برد. ابوذر صراحت لهجه خود را تا آخر حفظ کرد. به همین جهت در زمان خلافت عثمان ابتدا به شام و سپس به نقطهای در خارج مدینه به نام «ربذه» تبعید شد و در همان جا در تنهایی درگذشت. پیغمبر اکرم دربارهاش فرموده بود: «خدا رحمت کند ابوذر را، تنها زندگی میکند، تنها میمیرد، تنها محشور میشود.» [١]
[١]. اسد الغابة، ج ١/ ص ٣٠١ و ج ٥/ ص ١٨٦؛ و الغدیر، ج ٨/ ص ٣١٤، چاپ بیروت.